مهمان کربلا
 
  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

   






موضوعات

  • همه
  • همه
  • سفارش های بزرگان
  • داستان های کوتاه
  • نکته های ناب قرانی
  • عفاف و حجاب
  • ظهور
  • اطلاعات عمومی
  • به یاد شهدا ...
  • نماز
  • تربیت فرزند شیعه
  • فرزند پروری
  • سلامتی
  • شهدای و ایثار گران حوزوی
  • بزرگان حوزه
  • شعر
  • شناخت اهل بیت
  • طب سنتی
  • آشپزی ( کیک )
  • طنز
  • غدیر
  • عکس و حرف
  • اﻣﺎﻡ ﺣﺴﻴﻦ و ﻋﺎﺷﻮﺭا
  • ﺧﺎﻧﻮاﺩﻩ ﺳﺎﻟﻢ
  • جوان و جوانی
  • ﺯﻧﺎﻥ و ﻛﺮﺑﻼ
  • ﻭﻻﻳﺖ ﭘﺬﻳﺮﻱ ﺩﺭ ﻋﺎﺷﻮﺭا
  • خداوندا
  • زندگینامه
  • احکام بانوان
  • متن ادبی
  • آشپزی ( انواع غذا )
  • آشپزی ( نکته ها )
  • کلیپ
  • دانلود
  • همسرداری
  • آشپزی ( نوشیدنی ها )
  • آشپزی ( نوشیدنی ها )
  • رمضان
  • آشپزی ( آش ها)
  • عروسک بافی
  • مناسبت ها
  • لبخند های پشت خاکریز
  • معرفی کتاب
  • حدیث
  • احادیث
  • احادیث اخلاقی
  • ائمه اطهار
  • آشپزی
  • سوپ ها
  • ماه محرم
  • دهه چهارم
  • عدل الهی
  • نشانه های مؤمن چیست ؟
  • سخنان مقام معظم رهبری
  • جنگ نرم
  • رشد و خود سازی
  • داروخانه معنوی
  • متفرقه دینی
  • کودک و سیسمونی


  • مهر 1393
    شن یک دو سه چهار پنج جم
     << < جاری> >>
          1 2 3 4
    5 6 7 8 9 10 11
    12 13 14 15 16 17 18
    19 20 21 22 23 24 25
    26 27 28 29 30    




    آخرین مطاب






    آمار

  • امروز: 195
  • دیروز: 256
  • 7 روز قبل: 1338
  • 1 ماه قبل: 6746
  • کل بازدیدها: 551457




  • خبرنامه





    کاربران آنلاین

  • زفاک
  • سیده حسینم
  • فاطمه صداقت




  • لبخند های پشت خاکریز

    مهدویت امام زمان (عج)



    بازی های دفاع مقدس

    مهدویت امام زمان (عج)



    کرامات و داستان های ائمه اطهار

    آیه قرآن



    دانشنامه امام علی

    آیه قرآن



    اولین های دفاع مقدس

    وصیت شهدا



    جستجو





    ذکر ایام هفته

    ذکر روزهای هفته



    وصیت نامه موضوعی شهدا

    وصیت شهدا



    روز شمار غیبت





    معرفی صفحه وبلاگ به یک دوست






    بازی تمرکز حواس





    جستجو

    Google

    در اين وبلاگ
    در كل اينترنت




    رتبه



      یه روزی این ماهی ها ما رو میخورن   ...

    پرسید: ” ناهار چی داریم مادر؟ “

    مادر گفت : ” باقالی پلو با ماهی … “

    با خنده رو به مادر کرد و گفت: ” ما امروز این ماهی ها را می خوریم و یه روزی این ماهی ها ما را می خورند … “

    چند وقت بعد …

    عملیات والفجر 8 …

    توی اروند رود گم شد …

    و مادر …

    تا آخر عمرش ماهی نخورد …

    موضوعات: همه, به یاد شهدا ...  لینک ثابت



    [چهارشنبه 1393-07-02] [ 09:25:00 ب.ظ ]





      لطفا با این قوطی آب بخورید   ...

    ﻭﻗﺘﯽ تو جبهه ﻫﺪﺍﯾﺎﯼ ﻣﺮﺩﻣﯽ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﺩﺭ ﻧﺎﯾﻠﻮﻥ ﺭﻭ ﺑﺎﺯﮐﺮﺩﻡ ﺩﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﯾﮏ ﻗﻮﻃﯽ ﺧﺎﻟﯿﻪ ﮐﻤﭙﻮﺗﻪ ﮐﻪ ﺩﺍﺧﻠﺶ ﯾﮏ ﻧﺎﻣﻪ ﺍﺳﺖ، ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ:

    ﺑﺮﺍﺩﺭ ﺭﺯﻣﻨﺪﻩ ﺳﻼﻡ، ﻣﻦ ﯾﮏ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﺩﺑﺴﺘﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﻢ. ﺧﺎﻧﻢ ﻣﻌﻠﻢ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﻤﮏ ﺑﻪ ﺭﺯﻣﻨﺪﮔﺎﻥ ﺟﺒﻬﻪ ﻫﺎﯼ ﺣﻖ ﻋﻠﯿﻪ ﺑﺎﻃﻞ ﻧﻔﺮﯼ ﯾﮏ ﮐﻤﭙﻮﺕ ﻫﺪﯾﻪ ﺑﻔﺮﺳﺘﯿﻢ. ﺑﺎ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺭﻓﺘﻢ ﺍﺯ ﻣﻐﺎﺯﻩ ﺑﻘﺎﻟﯽ ﮐﻤﭙﻮﺕ ﺑﺨﺮﻡ. ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺮ ﮐﺪﺍﻡ ﺍﺯ ﮐﻤﭙﻮﺕ ﻫﺎ ﺭﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ، ﺍﻣﺎ ﻗﯿﻤﺖ ﺁﻧﻬﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﮔﺮﺍﻥ ﺑﻮﺩ، ﺣﺘﯽ ﮐﻤﭙﻮﺕ ﮔﻼﺑﯽ ﮐﻪ ﻗﯿﻤﺘﺶ 25 ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺍﺭﺯﺍﻥ ﺗﺮ ﺑﻮﺩ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻢ ﺑﺨﺮﻡ.

    ﺁﺧﺮ ﭘﻮﻝ ﻣﺎ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺳﯿﺮﮐﺮﺩﻥ ﺷﮑﻢ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻫﻢ ﻧﯿﺴﺖ. ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﮐﻨﺎﺭﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﻗﻮﻃﯽ ﺧﺎﻟﯽ ﮐﻤﭙﻮﺕ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻡ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻢ ﻭ ﭼﻨﺪ ﺑﺎﺭ ﺑﺎ ﺩﻗﺖ ﺍﻥ ﺭﺍ ﺷﺴﺘﻢ ﺗﺎ ﺗﻤﯿﺰﺗﻤﯿﺰﺷﺪ. ﺣﺎﻻﯾﮏ ﺧﻮﺍﻫﺶ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﺭﺯﻣﻨﺪﻩ ﺩﺍﺭﻡ، ﻫﺮﻭﻗﺖ ﮐﻪ ﺗﺸﻨﻪ ﺷﺪﯾﺪ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻗﻮﻃﯽ ﺁﺏ ﺑﺨﻮﺭﯾﺪ ﺗﺎﻣﻦ ﻫﻢ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺑﺸﻮﻡ ﻭ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﻢ ﮐﻪ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻢ ﺑﻪ ﺟﺒﻬﻪ ﻫﺎ ﮐﻤﮑﯽ ﮐﻨﻢ.

    ﺑﭽﻪ ﻫﺎﺗﻮ ﺳﻨﮕﺮﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺁﺏ ﺗﻮﯼ ﺍﯾﻦ ﻗﻮﻃﯽ ﻧﻮﺑﺖ ﻣﯽﮔﺮﻓﺘﻨﺪ، ﺁﺏ ﺧﻮﺭﺩﻧﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﺮﺍﻫﺶ ﺭﯾﺨﺘﻦ ﭼﻨﺪ ﻗﻄﺮﻩ ﺍﺷﮏ ﺑﻮﺩ…

    “شهید حسین خرازی”

    موضوعات: همه, به یاد شهدا ...  لینک ثابت



     [ 09:23:00 ب.ظ ]





      ماجرای ذکر عجیب بهلول   ...

    ماجرای ذکر عجیب بهلول

     

    شیخ محمد تقی گنابادی ،معروف به بهلول زمان، پس از آن که در واقعه کشف حجاب توانست جان سالم به در برد حوادث عجیبی برای او پیش آمد از جمله این حوادث ماجرای 31 ساله اسارت او در افغانستان است.

     

    علامه حاج شیخ محمد تقی بهلول گنابادی در سال 1279 شمسی در روستای بیلند شهرستان گناباد پا به عرصه حیات گذاشت. در كودكی به مكتب رفت و به فراگیری قرآن كریم مشغول شد و هشت ساله بود كه حافظ كل قرآن شد.

     

    وی خواندن و نوشتن را در همان مكتب پدر آموخت و سپس به تحصیل در رشته علوم قدیمه پرداخت و دوره سطح را به پایان برد و اكثر تحصیلاتش از قبیل شرح لمعه- مطول- معالم- سیوطی، حاشیه و… را نزد پدر فراگرفت و از 7 تا 14سالگی به كار وعظ و روضه خوانی مشغول بود.

     

    شیخ بهلول در سن 27سالگی به مشهد رفت و چون در آن زمان مسئله بی حجابی مطرح بود، رهبری مردم را برای حركت و قیام علیه دولت رضاخان برعهده گرفت.

    اولین مبارزه وی با رضاخان در برچیدن جشن و سروری بود كه در اول محرم در باغ ملی سبزوار به منظور آمدن همسر شاه مخلوع همراه با امان الله خان پادشاه افغانستان به سبزوار برگزارشده بود و بعد از این واقعه چون تحت تعقیب قرار گرفت، پیاده عازم قم شد.

     

    از دیگر مبارزات او به قیام مسجد گوهرشاد می توان اشاره كرد كه بعد از آن به افغانستان تبعید شد و مدت 30 سال را در افغانستان گذراند و در این مدت كودكان بی سرپرست زیادی را سرپرستی كرد.

     

    از ویژگی ها و خصوصیات اخلاقی این شیخ بزرگ كه زبانزد نزدیكان وی بود، ذوق و ادب او بود؛ به طوریكه او بیش از 200 هزار بیت شعر سروده است و 50 هزار بیت شعر از دیگر شاعران را از حفظ داشت.

     

    وی مجتهدو مسلط به ادبیات عرب و سراینده اشعار، متون نغز و خواندنی به زبان عربی و مسلط به تاریخ انبیای اسلام و شاهدی زنده بر تاریخ یكصدساله اخیر ایران و جهان بود.

     

    همچنین وی به فقه اهل سنت مسلط بوده و سابقه تدریس در دانشگاه الازهر  مصر را داشته و همچنین دارای فعالیت علمی و فرهنگی در رادیو الشرق الاوسط مصر و رادیو بغداد در پایان دوران تبعید می باشد .

     

    ملاقات آقای دوانی با شیخ بهلول

     

    مرحوم استاد علی دوانی وقتی در سال 1347 شمسی بهلول را ملاقات می کند ماجرا را از وی جویا می شود و بهلول می گوید: پس از آن که از مهلکه ی گوهرشاد گریختم عازم کشور هم مرزمان افغانستان گردیدم تا در آن جا خودم را معرفی و پناهندگی سیاسی بگیرم، ولی آنها ناجوانمردانه مرا دستگیر کردند و راهی زندان نمودند.

     

    جمعاً 31 سال در زندانهای مخوف و فاقد امکانات اولیه به سر بردم و اخیراً که آزاد شدم به مصر و از آنجا به عراق آمدم.

     

    دوانی در ادامه ی نویسد: ایشان در بیت سید عبدالله شیرازی اسکان داشت و هنگامی که به دیدار ایشان رفته بودیم، بهلول که خوابیده بود، با ورود ما بیدار شد و شیخ واقعاً بهلول وار، لاغر اندام ولی شاد و با نشاط بود و پس از حدود چهل سال دوری از ایران، هنوز لهجه ی محلی خود (گنابادی) را حفظ کرده بود.

     

    مرحوم شیخ بهلول علاوه بر چهره ی انقلابی خود دارای کراماتی در نوع خود منحصر به فرد نیز بود.

     

    ماجرایی عجیب از ذکر بهلول که مانع دیده شدن او می شد!

     

    حجت الاسلام و المسلمین حاج سید غلامرضا موسوی بروجردی خاطره ای جالب از ماجرایی که هنگام سفری کوتاه خود با بهلول برایش پیش آمده بود را این گونه نقل می کند:

     

    خاطره دیگری که از ایشان دارم، در سفر سوریه بود.

     

    شب جمعه ای بود، افتخار حضور در حرم مطهر حضرت زینب را در زینبیه درک کردم. آخر شب برادران سپاهی ما که در سوریه و لبنان مستقر بودند، دسته جمعی وارد حرم شده و به عزاداری و سینه زنی پرداختند.

     

    یکی از آنها که مسئولیتی را هم به عهده داشت، حقیر را به خوبی می شناخت و سابقه دوستی دیرینه ای داشتیم، مرا دید، به طرفم آمد و در آغوشم کشید، و اظهار محبت زیادی کرد، اصرار داشت که مرا به لبنان ببرد.

     

    مقرر شد، فردای آن روز به هتلی که محل اقامت حقیر بود مراجعه و با رعایت امکانات امنیتی در حالی که یکی دو اتومبیل دیگر هم پاسداران محافظ را حمل می کردند، به سمت مرز لبنان حرکت کنیم. در طول مسیر به باغ زبدانی که موقعیتی نظیر باغ منظریه شمیران طهران را دارد محل استقرار سپاه پاسداران ماست رفتیم.

     

    معلوم شد جناب آقای حاج شیخ محمدتقی گنابادی، معروف به بهلول هم در آنجاست، مقرر شد ایشان را هم همراه بیاورند.

     

    تا این که به مرز نظامی سوریه و لبنان رسیدیم، برای من قبلاً مجوز عبور گرفته بودند، ولی برای آقای بهلول چنین مجوزی را نگرفته بودند، حال چرا؟ نمی دانم! رفقا در این باره صحبت می کردند، که به مأمورین مرزی چه بگویند؟

     

    مرحوم شیخ بهلول با کمال اطمینان خاطر، فرمود: مطمئن باشید آنها مرا نمی بینند! از این لحاظ خیالتان راحت باشد!

    راستی همینطور هم شد، وقتی که مأمورین مرزی لبنان به داخل ماشین سرکشیدند، گویی اصلا او را ندیدند، و کوچکترین مشکل و مسئله ای پیش نیامد؟! حال ذکری بر لب داشت یا این هم رشته ای از علم بود؟ آن را هم نمی دانم!

     

    فلسفه چای نخوردن شیخ بهلول گنابادی

     

    شیخ بهلول درباره چای نخوردنش اشاره به داستانی دارد که ناپلئون فرانسوی به مردم کشورش گفت : اگر می خواهید بر مردم مشرق زمین تسلط پیداکنید ،باید چای را در آنجا رواج دهیم تا آن مردم به چای معتاد شوند و حتی مردم از وی چگونگی این امر را جویا شدند.

     

    وی گفت : باید ابتدا پول جمع کنیم و با این پول برای ممالک اسلامی که مدرسه و بیمارستان ندارند،مدرسه و بیمارستان بسازیم و در آنجا چای را مرتب به خورد آنها بدهیم و بدین ترتیب هر کس 40/1 خرج خود را در صندوق نگهداشت تا پول هنگفتی جمع و با آن مدرسه و بیمارستان ساخته شد و چون در این مکان به مردم قبل از هر چیز دیگر چای خورانده شود آنها معتاد به چای می شوند و اگر به جایی رسیدند که بچه ای صبح از خواب پا شود و به جای نان اول بگوید چای،شما به هدفتان رسیده اید.

     

    وقتی من این داستان را شنیدم 6 ساله بودم، همنجا استکان چای خوردنم را به زمین زدم و شکستم و از آن تاریخ تا الان چای نخوردم .

    منابع:

    قدس آنلاین

    رجا نیوز

    تهیه و فرآوری: عبداله فربود، گروه حوزه علمیه تبیان

    موضوعات: همه, سفارش های بزرگان, بزرگان حوزه  لینک ثابت



     [ 08:46:00 ب.ظ ]





      پرورش و خود سازی   ...

    پرورش و خودسازی

     

    در دیدگاه عرفان اسلامی كه انسان به مظهر خدا تعریف می شود، این تذكار وجود دارد كه مظهریت انسان، اگر چه كامل است، ولی در بدو حركت سلوكی، در اغلب موارد به صورت استعداد ناشكفته در او نهفته است؛ بنابراین تمامی برنامه های سلوكی در عرفان عملی نیز به منظور فعلیت بخشیدن و شكوفا نمودن استعداد های بی نظیر انسانی و الهی، سامان یافته است.

    هویت واحد انسانی در ابتدای تكوین و نشو و نمو چیزی جز استعداد نیست، انسان از این دیدگاه، مجموعه ای از توانایی ها و استعدادهای فراوانی است كه در طول زندگی باید به فعلیت و شكوفایی برسند. در این راستا زندگی هم یعنی فرصتی برای به ظهور رساندن استعداد های انسانی و شكوفا شدن سرشت آدمی از طریق خود سازی و پرستش آزادانه خداوند است.

     

    به عبارت دیگر، خدای متعال در انسان نیز استعداد برخورداری از كمال و رسیدن به اوج قله انسانیت و سعادت را بودیعت نهاده است، انسان موجودی دو بعدی است كه هم صلاحیت تعالی، تكامل و رسیدن به درجات ملائكه و صعود به «قابَ قَوْسَینِ أَوْ أَدْنى»( نجم / 9) را دارد و هم قابلّیت تنزّل از مقام انسانیت و رسیدن به درجه ای  را داراست كه از درجه چهار پایان نیز فروتر رفته و به فرموده قرآن «كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ»( اعراف / 179) می شود. با این توضیح، منظور از خود سازی و به طور كلی پرداختن به خویش، شكل دادن و جهت بخشی به فعالیت های حیاتی و تصحیح و تقویت انگیزه ها ، در نظر گرفتن مقصد نهایی و سو گیری فعالیتها برای قرب به خداوند است.(1)

     

    از اینرو، بزرگترین هدف پیامبران، تهذیب و تزكیه و پرورش نفوس انسان ها بوده است. «هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یتْلُو عَلَیهِمْ آیاتِهِ وَ یزَكِّیهِمْ وَ یعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَهَ … او خداوندی است كه در میان مردمی امّی پیامبری از خودشان فرستاد تا آیات خدا را بر آنها خوانده و آنها را تزكیه نماید و كتاب و حكمت به آنها بیاموزد»( جمعه /2) پیامبران آمدند تا نفوس انسان ها را از رذائل واخلاق زشت و صفات حیوانیت پاك و منزه سازند و فضائل و مكارم اخلاق را پرورش دهند. رسول خدا(ص) فرمودند « علیكم بمكارم الاخلاق فان الله عزوجل بعثنی بها…  شما را به مكارم اخلاق توصیه می كنم زیرا خدامرا به همین منظور فرستاده است.»(2)

     

    در حالات علماء ربّانی و بزرگان دین نیز وقتی نظر می افكنیم ،‌دائماً مترصّد نفس خویش بوده و اهمیت فوق العاده ای برای تهذیب نفس و خود سازی قائل بوده اند، به طوری كه پیوسته به مراقبت و محاسبه از نفس خویش می پرداخته اند.

     

    آیه الله سید احمد كربلائی(ره) در دستور العملی به یكی از شاگردان خویش در این باره می نویسد: «مواظبت كامل بر اداء ‌واجبات و ترك محرمات داشته باش و اولاً: در ابتدای صبح در این اندیشه كن. ثانیاً: كمال مراقبت را در طول روز داشته باش. ثالثاً: هنگام اراده خوابیدن محاسبه نفس كن. رابعاً: در صورتی كه نفس مخالفتی نموده آنرا جبران نما و نفس را با انجام ضّد میل آن مجازات و سیاست نما»(3)

     

    آیه الله العظمی بهاءالدینی (ره) نیز معتقدند «با تهذیب نفس، علم به بار می نشیند و ثمر می دهد. قدرت، مفید می شود و خدمت، ارزش می یابد. ارج و بهای افراد به خود سازی، تهذیب نفس و توجه به خداست. هرچه تهذیب افزایش یابد، مشكلات و نابسامانی ها آسان و قابل تحمّل می شوند و در پی آن تائید الهی مسائل را حل می كند و اگر خدای نكرده این وظیفه اصلی فراموش شد، تمامی زحمات هدر می رود.»(4)

     

    آیه الله ابراهیم امینی درباره انتخاب مسیر تهذیب نفس توسط استادشان علامه طباطبائی (ره)، نقل كرده اند: « هنگامی كه از تبریز به قصد ادامه تحصیل علوم اسلامی به سوی نجف اشرف حركت كردم در بین راه همواره به فكر بودم كه چه درسی بخوانم، پیش چه استادی تلمّذ نمایم و چه روشی را انتخاب كنم كه مرضّی خدا باشد. وقتی به نجف رسیدم لدَی الوُرود رو كردم به قبّه و بارگاه امیرالمۆمنین (علیه السلام) و عرض كردم: «یاعلی! من برای ادامه تحصیل به محضر شما شرفیاب شده ام ولی نمی دانم چه روشی را پیش گیرم و چه برنامه ای را انتخاب كنم از شما می خواهم كه در آنچه صلاح است مرا راهنمائی كنید.» منزلی اجاره کردم و در آن ساكن شدم. در همان روزهای اوّل، قبل از اینكه در جلسه درسی شركت كنم، ناگاه درب خانه را زدند، درب را باز كردم. دیدم یكی از علمای بزرگ است سلام كرد و داخل منزل شد. بعد از گفتگوئی كوتاه فرمودند: «كسی كه به قصد تحصیل به نجف می آید خوبست علاوه بر تحصیل، به فكر تهذیب و تكمیل نفس خویش نیز باشد و از نفس خود غافل نماند.» این را فرمود و حركت كرد. سخنان كوتاه و با نفوذ آن عالم ربّانی چنان در دل من اثر كرد كه برنامه آینده ام را شناختم و تا مدتی كه در نجف بودم محضر ایشان را رها نكردم و در درس اخلاقش شركت می كردم.»(5)

     

    نتیجه آنكه در دیدگاه عرفان اسلامی كه انسان به مظهر خدا تعریف می شود، این تذكار وجود دارد كه مظهریت انسان، اگر چه كامل است، ولی در بدو حركت سلوكی، در اغلب موارد به صورت استعداد ناشكفته در او نهفته است؛ بنابراین تمامی برنامه های سلوكی در عرفان عملی نیز به منظور فعلیت بخشیدن و شكوفا نمودن استعداد های بی نظیر انسانی و الهی، سامان یافته است.

     

    پی نوشت‏ها:

    (١)یت الله مصباح یزدی، به سوی خود سازی، قم، انتشارات موسسه امام خمینی (ره)، ص21

    (١)محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، تهران، انتشارات اسلامیه، ج69، ص375

    (٣)  شیخ محمد بهاری همدانی(ره) ، تذكره المتقین ،قم، ‌انتشارات نهاوندی ، ص 1761376

    (٤)سید حسن شفیعی ، حاج آقارضا بهاءالدین (ره)؛ (آیت بصیرت) قم، چاپ قدس، ص 73

    (٥)  http://www.aviny.com/Bozorgan/ghazi/Shagerdan/Shagerdan.aspx

     

    منابع:قرآن کریم،بحارالانوار

    تهیه و فراوری: حق دوست، گروه حوزه علمیه تبیان

    موضوعات: همه, سفارش های بزرگان  لینک ثابت



     [ 08:41:00 ب.ظ ]





      در مسیر مبارزه ( ایت الله دهکردی (ره))   ...

    در مسیر مبارزه

     

    مرحوم آیة اللّه دهكردی (ره) از جمله بزرگانی هستند كه با مرحوم آیة اللّه شیخ محمّد تقی نجفی و حاج آقا نوراللّه نجفی، همفكری و همكاری در مبارزه داشته اند.

    آیة اللّه سید ابوالقاسم حسینی دهكردی اصفهانی(ره) در مسیر مبارزه

     

    بدون شک هر انقلاب اجتماعی با تکیه بر عوامل و دلایل مختلفی به ثمر می‌نشیند، که از آن میان، دلایل و شرایط تاریخی، جایگاه و اهمیت ویژه‌ای در ایجاد و فرجام آن دارد. انقلابهای معاصر جهان، عموماً بر بستر و رویکرد تاریخی به تلاش و تکاپو برخاسته و در شرایط مقتضی، از حیث سیاسی و اقتصادی و باورهای اعتقادی، به منصه ظهور رسیده‌اند. در این میان، روحانیت و علمای اسلام در تاریخ معاصر ایران، از سردمداران مبارزه با استعمار و اجانب بشمار می رفته اند.

     

    طلوع نهضت مشروطیت با رهبری مراجع بزرگ نجف و ایران، آغاز حرکت جدیدی از روحانیت بود که مشخصاً دولت و حکومت را به مبارزه می‌خواند. علما در جمع‌بندی جدید، استبداد قاجار را مانع هرگونه تحول اساسی در ساختارهای سیاسی - اجتماعی جامعه دانسته و با آن به مبارزه برخاستند. اگر چه جمعی دیگر از علما بر اساس دل‌نگرانیهایی که از مواضع غرب‌زده‌ها داشتند، مبارزه با حکومت را صلاح ندانسته و نتیجه آن را استیلای غرب می‌دانستند.

     

    در حقیقت، مشروطیت نقطه عطفی در برخورد آرای سیاسی علما در ارتباط با رویکرد سیاسی اسلام بود، اگر چه ناکامی مشروطیت بر اثر نفوذ روشنفکران غربگرا، باعث یأس و ناامیدی روحانیت از روند تحولات سیاسی گشت، مع‌ذلک جریان مبارزه با استبداد و استیلای خارجی به قوت خود باقی ماند. جنگ جهانی اول و آثار و تبعات آن در ایران و عتبات عالیات، بار دیگر تحرک گسترده‌ای در بین جامعه روحانیت ایجاد نمود؛ علمای بزرگی همچون سیدمحمدکاظم یزدی، میرزامحمدتقی شیرازی، شریعت اصفهانی و شماری دیگر از علما، در صف اول مبارزه با متفقین حضوری چشمگیر و موثر داشتند و به لحاظ ایدئولوژیک با روشن بینی خاصی برای در هم کوبیدن قدرت روس و انگلیس، جواز همکاری با عثمانی و آلمان و پیوستن به صفوف آنان را صادر نمودند. در ایران روحانی برجسته و روشنفکر، مرحوم مدرس به عنوان حامی جبهه عثمانی علیه متفین وارد کارزار شده بود. بدین ترتیب علما در خیزشی بی‌نظیر و تاریخی، جبهه متحد و قدرتمند خود را در برابر غرب به نمایش گذاشتند.

     

    مرحوم آیة اللّه دهكردی (ره) نیز از جمله بزرگانی هستند كه با مرحوم آیة اللّه شیخ محمّد تقی نجفی و حاج آقا نوراللّه نجفی، همفكری و همكاری در مبارزه داشته اند. از جمله مبارزات ایشان این كه همراه مرحوم آقانجفی به عنوان اعتراض به قم مهاجرت می كنند، و آیة اللّه سید ابوالقاسم دهكردی یكی از علمای مبارزی بوده اند كه با سلطه بازار خارجی در ایران مخالفت نموده اند كه ذیلاً قرارداد 13 تن از علمای اصفهان و ركن الملك شیرازی در همین باره، كه توسط این عالم مبارز نیز امضا گردیده است، نقل می گردد: « این خُدّام شریعت مطهّره، با همراهی جناب ركن الملك، متعهّد و ملتزم شرعی شده ایم كه مهما امكن بعد ذلك، تخلّف ننماییم، فعلاً پنج فقره است:

     

    اولاً: قبالجات و احكام شرعیه از شنبه به بعد روی كاغذ ایرانی بدون آهار نوشته شود. اگر بر كاغذهای دیگر نویسند مهر ننموده و اعتراف نمی نویسیم. قباله و حكمی هم كه روی كاغذ دیگر نوشته بیاورند و تاریخ آن بعد از این قرارداد باشد امضا نمی نماییم، حرام نیست كاغذ غیر ایرانی و كسی را مانع نمی شویم، ماها به این روش متعهدیم.

     

    ثانیاً: كفن اموات، اگر غیر از كرباس و پارچه اردستانی یا پارچه دیگر غیر ایرانی باشد متعهد شده ایم بر آن میّت ماها نماز نخوانیم. دیگری برای اقامه صلوة بر آن میّت بخواهند، ماها را معاف دارند.

     

    ثالثاً: ملبوس مردانه جدید، كه از این تاریخ به بعد دوخته و پوشیده می شود، قرار دادیم مهما امكن، هر چه بدلی در ایران یافت می شود لباس خودمان را از آن منسوج نماییم و منسوج غیر ایرانی را نپوشیم و احتیاط نمی كنیم و حرام نمی دانیم لباسهای غیر ایرانی را، امّا ماها ملتزم شده ایم حتی المقدور بعد از این تاریخ ملبوس خود را از منسوج ایرانی بنماییم. تابعین ماها نیز كذلك و متخلف توقع احترام از ماها نداشته باشد. آنچه از سابق پوشیده و داریم و دوخته ایم ممنوع نیست استعمال آن.

     

    رابعاً: میهمانی ها بعد ذلك و لو اعیانی باشد، چه عامه چه خاصه، باید مختصر باشد؛ یك پلو و یك چلو و خورش و یك افشره. اگر زاید بر این تكلّف، احدی ما را به محضر خود وعده نگیرد. خودمان نیز به همین روش میهمانی می نماییم. هرچه كمتر و مختصرتر از این تكلیف كردند، موجب مزید امتنان ماها خواهد بود.

     

    خامساً: وافوری اهل وافور را احترام نمی كنیم و به منزل او نمی رویم، زیرا كه آیات باهره: « انّ المبذرین كانوا اخوان الشیاطین» و «لاتُسرفوا انّ اللّه لایحب المسرفین» و «ولاتُلقوا بایدیكم الی التهلكة »، و حدیث: «لا ضرر و لا ضرار»، ضرر مالی و جانی و عمری و نسلی و دینی و عِرضی و شغلی آن محسوس و سری است و خانواده ها و ممالك را به باد داده. بعد از این هر كه را فهمیدیم وافوری، به نظر توهین و خفت می نگریم».(1)

     

    پی نوشت ها‏:

    (١)موسی نجفی، علیرضا جوادزاده، حكم نافذ آقا نجفی، موسی نجفی، تهران، موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، ص 82 ـ 85

    منابع:قرآن کریم

    تهیه و فراوری: حق دوست، گروه حوزه علمیه تبیان

    موضوعات: همه, بزرگان حوزه  لینک ثابت



     [ 08:39:00 ب.ظ ]





      این پیغام بچه شیعه ها به کل دنیاست   ...

    .

    خــودم “آس”

     

    رفیــقام “خاص”

     

    دنیــا مال “ماست”

     

    چـــون جد در جدم “شیعه مولاست” دلمون “دریــاس”

     

    چـــون دلــمون عاشقه “اباعبدالله ست(ع)” ســرمون “بالاست”

     

    چـــون بالا سرمون “خداست” پرچممونم “بالاست”

     

    افتخارمون به “چادر مشکی حضرت زهراست(س)” هيئتمون هميشه “بر پاست”

     

    این پیغام بچه شیعه ها به “کل دنیاست…”

    .

    موضوعات: همه  لینک ثابت



     [ 08:34:00 ب.ظ ]





      یادگارهای آیه الله بروجردی   ...

    یکی از خصوصیات بارز آیت الله بروجردی این بود که همانگونه که بر علوم مختلف مسلط بودند در همه امور هم دستی داشتند. فقط به فکر تدریس نبودند بلکه همیشه نیاز ها را می سنجیدند و به همه احتیاجات فکر می کردند.

    آیت الله بروجردی در ماه صفر سال 1292 ه.ق (1250ش) در شهر بروجرد دیده به جهان گشود از همان اوان کودکی مورد مهر و علاقه سرشار پدر دانشمندش قرار گرفت.

     

    پس از گذراندن مقدمات علوم در سن هجده سالگی وارد دار العلم اصفهان شد و از ابو المعالی، سید مدرس، آیت‌الله سید محمدباقر درچه ای سطوح فقه و اصول و ادبیات عرب را آموخت. همچنین چندین سال از حکیم قشقائی و حکیم کاشانی حکمت و فلسفه و کلام و منطق آموخت و پس از هشت سال اقامت در اصفهان به نجف رفت.

     

    ایشان سال ها در نجف از آخوند خراسانی، سید محمد کاظم یزدی، مرتضی طالقانی، آقا شریعت اصفهانی در رشتهء خارج فقه و اصول تحصیل کرد، و خود در علوم عقلی و نقلی به مرتبه اجتهاد و استادی ارتقاء یافت و در سن سی‌سالگی در ردیف استادان حوزه نجف به تدریس علما اشتغال داشت. آیت‌الله بروجردی بعد از ده سال اقامت در عتبات در سال 1328 از عراق وارد بروجرد شد و مدت سی سال در زادگاه خود به ترویج، تدریس و تألیف مشغول گشت و چند سفر به حوزه قم آمدوشد نمود که در برهه زمان در جمله مدرسین حوزه قم قرار گرفت و دیری نگذشت که پس از فوت آیت‌الله حائری تدریجاً در رأس اساتید بزرگ حوزهء قم قرار گرفت.

     

    او در 10 فروردین 1340 (شوال 1380 قمری) در سن هشتادوشش سالگی بر اثر بیماری قلبی درگذشت. پیکرش را در حرم فاطمه معصومه سلام الله علیها درقم به خاک سپردند.

     

    یکی از خصوصیات بارز آیت الله بروجردی این بود که همانگونه که بر علوم مختلف مسلط بودند در همه امور هم دستی داشتند. فقط به فکر تدریس نبودند بلکه همیشه نیاز ها را می سنجیدند و به همه احتیاجات فکر می کردند.

     

    ایشان ذهن خود را فقط به قم یا نجف مشغول نکرده بودند و حتی به خارج از مرزها نیز فکر می کردند و نیاز هایآنان را مد نظر داشتند.

     

    آثار و ابنیه تاریخی بسیاری از ایشان بر جای مانده است که نشان از ذهن باز ایشان دارد.

     

    سخنور دانشور آقای فلسفی بارها در منبر مسجد اعظم هنگام ایراد سخنرانی می گفتند : من مکرر به حضرت آیت الله بروجردی عرض کرده ام : امام علیه السلام می فرماید : قدر الرجل علی قدر همته ( یعنی : ارزش مرد بسته به ارزش همت اوست ) . اگر کسی بخواهد حضرتت را بشناسد و آثار وجودی شما و آثار و ابنیه تاریخی شما را نگاه کند ، قطعا ً شما را خواهد شناخت .

     

    آثار و ابنیه ای که به دستور یا به تشویق یا اجازه آن مرد بزرگ در  شهر ها و قصبات و دهات کشور یا خارج ایران ساخته شده بسیار است . تنها در شهر تهران طبق اظهار یکی از مطلعین ونزدیکان آیت الله فقید ، 134 بنا ساخته شده است که یا تمام مصارف آن را آیت الله فقید بعهده گرفته ویا در مصارف آن شرکت داشته ، و اجازه داده اند . طبق اظهار نظر همان مقام مطلع در عرض شانزده سال ریاست و مرجعیت آیت الله فقید بالغ بر هزار مسجد و مدرسه و کتابخانه و بیمارستان و دبستان و حمام وسایر ابنیه خیریه و عام المنفعه در ایران و عراق و لبنان و افریقا واروپا بنا شده است .

     

    در ادامه به برخی از این آثار اشاره می نماییم؛

     

    مسجد اعظم قم

     

    مسجد اعظم قم مسجدی است در جوار آرامگاه فاطمه معصومه که در سال 1337 ه.خ. به سعی و اهتمام آیت‌الله بروجردی ساخته شد.

     

    معمار این بنا حسین بن محمد معمار لرزاده بوده، و از جمله مساجد سه ایوانی است. ارتفاع گنبد 24 متر است.[1]

     

    اساسى ترین انگیزه آن فقیه فرزانه براى بناى چنین مسجد عظیمى, این بود كه آن بزرگوار بارگاه كریمه اهل بیت(علیهم السلام) را فاقد مسجد مناسبى مى دید كه زائران بتوانند درآنجا از فضاى روحانى بیشترى بهره ببرند, لذا مشاهده این خلإ مهم بود كه ایشان را بر چنین تصمیم والایى واداشت. چنانچه خود ایشان (بنابرنقل حضرت آیه الله فاضل لنكرانى ـ دام ظله ـ در این رابطه مى فرمود:

     

    ((بنادارم در جوار حرم مطهر حضرت معصومه(س) مسجدى چون مسجد گوهرشاد بنانمایم. ))

     

    یکی از مهم ترین دلایل آیت الله بروجردی از ساخت مسجد اعظم، ساماندهی زائران و ایجاد مکانی برای عبادت و همچنین رفاه حال زائران حضرت معصومه سلام الله علیها بود.

     

    همچنین به طور قطع حضرت آیت الله بروجردی حوزه ی پررونق سال ها بعد را پیش بینی کرده بود و برای محل تدریس دروس خارج باید چاره ای می اندیشید. مسجد اعظم، مسجدی در کنار حرم حضرت معصومه سلام الله علیها می توانست گزینه بسیار مناسبی باشد.

    منابع:

    اقتباس از کتاب زندگانی زعیم بزرگ عالم تشیع آیت الله بروجردی نوشته علی دوانی [1] سیمای میراث فرهنگی قم. مهرالزمان نوبان. انتشارات سازمان میراث فرهنگی قم. شابک 9647483376 ص106-108

     

    تهیه وفرآوری:احمد اولیایی-گروه حوزه علمیه تبیان

    موضوعات: بزرگان حوزه  لینک ثابت



     [ 08:25:00 ب.ظ ]





      شش توصیه از حضرت آیت الله جوادی آملی   ...

    شش توصیه از حضرت آیت الله جوادی آملی

     

    آیه الله جوادی آملی: بهترین وسیله برای شهود حقیقت، اطاعت خالصانه دستورهای الهی است

     

    كتاب سروش هدایت، مجموعه پیام‌های حضرت آیت الله جوادی آملی دام ظله - می‌باشد كه به مناسبت‌های گوناگون به قلم ایشان نوشته شده و اولین جلد آن در سال 1382، به كوشش «مركز نشر اسراء» در 349 صفحه منتشر گردیده است.

     

    آنچه در ذیل تقدیم می‌شود، شش اشارت است كه در پی تقاضای رهنمودی از اردبیل، برای كانون فرهنگ و اندیشه جوان نوشته اند. از خداوند می‌طلبیم به حضرت استاد، توفیق ارشاد بیشتر عنایت فرماید.

     

    شش اشارت

     

    یكم. پرهیز از گناه و اعراض از لغزش و اعتراض نسبت به كژروی و معارضه با خواسته‌های برخاسته از هوس، زمینه نزول فیض فرق حق و باطل، و تفكیك صدق و كذب، و تمیز زیبا و زشت، و بالاخره جدایی مرز اطاعت و عصیان را فراهم می‌كند؛ «یا ایها الذین آمنوا ان تتقوا الله یجعل لكم فرقانا ویكفر عنكم سیئاتكم ویغفر لكم والله ذو الفضل العظیم‌» (1)

     

    بهترین وسیله برای نیل به این هدف مقدس، قرآن مدار بودن است؛ چه اینكه از حضرت رسول اكرم صلی الله علیه و آله نقل شد: «دوروا مع كتاب الله حیثما دار؛ (2) یعنی در مدار قرآن حركت كنید و هرجا قرآن كریم حضور دارد، حاضر باشید و جایی كه این كتاب آسمانی آن را منع فرمود و حضور ندارد، شما شركت نكنید.

     

    دوم. انسان بیش از هر چیز، از اندیشه صائب و انگیزه صالح به «تقوا» می‌رسد و از «طغوا» می‌رهد و به «صلاح‌» بار می‌یابد و از «طلاح‌» رها می‌گردد. تحصیل جزم علمی و عزم عملی برای شما جوانانی كه در مهد تذكیه محققانه و تزكیه مقدسانه اردبیل به سر می‌برید، به منظور پیوند غابر و قادم و اتصال سلسله سالف و آنف میسور است.

    لذا از این مائده آماده باید بهره كافی برد. بنابراین، باید از جهل علمی نجات یافت و از جهالت عملی خلاص شد تا راه و رهرو، و همراه و رهبر و راهنما به خوبی شناخته شده و فراهم شود؛ «ومن یومن بالله یهد قلبه…‌» (3) و «وان تطیعوه تهتدوا» (4).

     

    سوم. هرگونه دانشی كه مایه شهود عین خارج نباشد و صحنه واقع را مكشوف نكند و اسمای حسنای الهی را مرئی نسازد، علم حصولی و دانش مفهومی و ذهنی است. چنین دانشی، هرچند آثار سودمندی را به همراه دارد، ولی از مآثر دانش شهودی تهی است. لذا، گاهی افول می‌كند و زمانی غروب دارد و چیزی كه آفل و عازب است، محبوب نبوده، توان رساندن سالك را به محبوب واقعی ندارد.

     

    بهترین وسیله برای شهود حقیقت، اطاعت خالصانه دستورهای الهی است؛ چه اینكه بدترین حجاب كه مانع نیل به واقعیت است، همانا عصیان احكام خداست. از حضرت امام سجاد علی بن الحسین علیهما السلام رسیده است كه: «ان الراحل الیك قریب المسافة وانك لا تحتجب عن خلقك الا ان تحجبهم الاعمال دونك. (5)‌»

     

    چهارم. همان طوری كه گناه آثار سوء دارد، افراط در كامیابی و زیاده روی در خوردن و نوشیدن حلال نیز مانع طهارت دل و نرمی قلب می‌گردد. از حضرت رسول گرامی صلی الله علیه و آله نقل شد: «لا تمیتوا القلوب بكثرة الطعام والشراب؛ فان القلب یموت كالزرع، اذا كثر علیه الماء؛ (6) دلهای خود را با پرخوردن و زیاد نوشیدن نمیرانید. زیرا قلب مانند بذر كشت شده است كه اگر آب زیاد دریافت نكند، می‌پوسد.‌»

     

    لذا، روزه كه به منظور تعدیل دستگاه گوارش است، نه تعطیل آن، سهم به سزایی در احیای دل، و نرم نمودن آن، و فرشته منش كردن وی دارد.

     

    از این جهت، فقیهان بزرگ فرموده اند: یكی از فضایل روزه همین است كه انسان صائم شبیه فرشته می‌شود و از لذایذ مادی، منزه می‌گردد. (7)

     

    بر بند دهان از نان كامد شكر روزه                              دیدی هنر خوردن بنگر هنر روزه

    روزه نم زمزم شد در عیسی مریم شد                           بر طارم چارم شد او در سفر روزه

    كو پر زدن مرغان كو پر ملك‌ای جان                           این هست پر چینه وآن هست پر روزه

     

    هرگز فطانت و هوشمندی با پرخوری جمع نمی‌شود؛ چه اینكه حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام فرمود: «لن تجتمع الفطنة والبطنة‌» (8) و تعدیل در غذا، و پرهیز از پرخوری، زمینه تفكر صحیح را فراهم می‌نماید و فكر صائب، وسیله عمل صالح خواهد بود. لذا، حضرت رسول اكرم صلی الله علیه و آله فرمود: «اذا رایتم اهل الجوع والتفكر، فادنوا منهم؛ فان الحكمة تجری علی السنتهم؛ (9) اگر اهل تفكر و كم خوری را دیدید، به آنان نزدیك شوید. زیرا حكمت بر زبان آنها جاری می‌گردد.‌» یعنی آنان مجاری فیض خدای حكیم اند و حكمتهای نظری و عملی را می‌توان از زبان آنان شنید.

     

    پنجم. گرچه تمام رخدادهای دنیا صبغه آزمون الهی را به همراه دارد، لیكن برخی از آنها به عنوان فتنه گمراه كننده مطرحند و باید برای نجات از آن به خدای سبحان پناه برد؛ چه اینكه امیرالمۆمنین علی بن ابیطالب علیهما السلام فرمود: ‌»… فلیستعذ من مضلات الفتن.‌» (10)

     

    كسی نگوید خدایا، از اصل فتنه و امتحان به تو پناه می‌برم؛ زیرا همگان در معرض آزمون الهی اند، بلكه هر كدام از شما به خداوند پناه ببرد از فتنه‌های گمراه كننده؛ البته عالمان راستین، اعم از حوزوی و دانشگاهی، از فتنه‌های زیان بار مصونند؛ نه به فتنه گمراه كننده قیام می‌نماید و نه فریب آن را می‌خورند؛ چه اینكه از حضرت رسول اكرم صلی الله علیه و آله رسیده است: «ان الفتنة تجی ء فتنسف العباد نسفا وینجو العالم منها بعلمه؛ (11) فتنه می‌رسد و بندگان را درهم می‌كوبد و فقط دانشمند [الهی] از آن نجات می‌یابد.‌»

     

    این گونه دانش، هم مصداق بارز علم نافع است كه مردان خدایی مجاری ادراكی خود را وقف فراگیری آن قرار می‌دهند و از هرچه به عنوان علم غیر نافع است، می‌پرهیزند.

     

    ششم. گرچه بسیاری از دانشها را انسان در آغاز زندگی نمی‌داند و به تدریج آنها را فرا می‌گیرد؛ لیكن علوم بنیادین را در درون خود دارد كه خدای سبحان از آن به «فطرت الله‌» یاد نمود و «نفس ملهمه‌» به تقوا و طغوا را از شئون او قرار داد.

     

    سعی بلیغ سالك صالح، آن است كه دانشهای نهادینه شده را در پرتو عقل و نقل شكوفا كند و از رهبران الهی كه به منظور اثاره و شكوفایی آنها مبعوث شده اند؛ ویثیروا لهم دفائن العقول، (12) استمداد نماید و از ناهماهنگی دانشهای مهمان با علم میزبان بپرهیزد و بدان آگاه باشد كه جان قدسی وی چونان حضرت یونس علیه السلام در ماهی تن محبوس است و برای رهایی از زندان طبیعت بدن و هر آنچه امر طبیعی و مادی است، ذكر یونسی سودمند است؛ «لا اله الا انت سبحانك انی كنت من الظالمین‌» (13) .

     

    در این حال، خداوند استجابت می‌فرماید و جان ملكوتی را كه رهن تن واقع نشد، تحریر می‌نماید و چنین روح آزادی، نه تنها از هر چه رنگ تعلق پذیرد، حر است، بلكه از هر چه رنگ تعین پذیرد، آزاد است.

     

    یونس قدسی تویی، در تن چون ماهی‌ای                        بازشكاف و ببین، كین تن ماهی است آن

    لازم است از خدای سبحان درخواست نمود كه یا چنین شویم یا در محضر چنان یونس قدسی باریابیم كه:

    در طره هاش نسخه «ایاك نعبد» است در چشم هاش غمزه «ایاك نستعین‌»

    چنان انسان متكاملی، هماره به نام و یاد خداست و دیدار وی تذكره صاحب نظران و تبصره صاحب بصران است… .

    جوادی آملی

    دی ماه 1380

    پی‌نوشـــــــــــــــت ها:

    1) انفال/29.

    2) نهج الفصاحة، ج 2، ص 767.

    3) تغابن/11.

    4) نور/54.

    5) مفاتیح الجنان، دعای ابی حمزه ثمالی.

    6) نهج الفصاحة، ج 2، ص 78.

    7) جواهر الكلام، كتاب صوم، ج 16، ص 181.

    8) شرح غررالحكم، ج 6، ص 370.

    9) نهج الفصاحة، ج 2، ص 753.

    10) نهج البلاغه، حكمت 93، بند 1 و 2.

    11) نهج الفصاحة، ج 2، ص 666.

    12) نهج البلاغه، خطبه 1.

    13) انبیاء/87.

    تهیه و تنظیم: جواددلاوری، گروه حوزه علمیه تبیان

    موضوعات: همه, سفارش های بزرگان  لینک ثابت



     [ 08:23:00 ب.ظ ]





      فواید هویج برای پوست   ...

    فوايد هويج براي پوست

     

    هويج را بايد اعجاز طبيعت در گردآوري مجموعه کاملي از انواع ويتامين ها دانست. رنگ نارنجي آن نيز اين ريشه مغذي را به يک خوراک اشتها آور تبديل کرده است. حتي کساني که با خودخواهي خود را از اين منبع سرشار انرژي محروم مي کنند، از اين خاصيت هويج براي تزيين غذا و خوراک خود استفاده مي برند. پس تعجب آور نيست اگر بگوييم ماليدن آب هويج به پوست صورت باعث روشني و جلاي پوست مي شود.

    هويج از معدود گياهاني است که حاوي مقادير زيادي ويتامين A، B، C،D و E است، چرا که اين همه ويتامين در گياهان کمي به صورت يک جا يافت مي شود.

    علاوه بر اين، وجود مقادير قابل توجهي استروژن گياهي، اين ريشه مغذي را در رديف ارزشمند ترين گياهان خوراکي قرار داده است و باعث شده بسياري از شرکت هاي توليد فرآورده هاي آرايشي-بهداشتي، از عصاره هويج براي تهيه کرم هاي مغذي پوست بهره ببرند. اين لوسيون ها از ترکيب عصاره روغني هويج، روغن آفتاب گردان، روغن جوانه گندم و روغن فندق تهيه شده و براي تأمين سلامتي و طراوات لايه هاي سطحي پوست به کار مي روند. ماهيت گياهي اين روغن ها باعث شده فرد بدون هيچ گونه نگراني اين روغن ها را در نقاط مختلف و حساس بدن مثل پوست صورت، اطراف چشم ها، پلک ها و گردن استفاده نمايد.

    آب هويج نيز باعث روشني و شفافيت پوست مي شود. افرادي که پوست چربي دارند و مرتب بايد پوست شان را با صابون بشويند، از شستن صورت شان با آب هويج بيشترين استفاده را مي برند.

    بر طبق تحقيقات به عمل آمده از سوي آقاي Binet""، هويج حاوي مقادير زيادي استروژن گياهي است که در هنگام مصرف موضعي بر روي پوست مي تواند اثرات يک داروي هورموني را داشته باشد.

    ماسک هويج براي پوست هاي خشک و حساس:

    مواد لازم:

    هويج متوسط     دو عدد

    برگ گل ختمي   يک مشت

    زرده تخم مرغ     يک عدد

    هويج را خوب شسته و رنده کنيد. برگ هاي گل ختمي را کوبيده و خوب له کنيد و آنگاه به هويج رنده شده بيفزاييد. زرده تخم مرغ را آن قدر بزنيد تا کف کند و سپس داخل مخلوط بريزيد. حال اين مواد را آن قدر با همزن بزنيد تا حالت خميري و يک دستي پيدا کند.

    ماسک هويج حاضر است. امتحان کنيد.

    هويج، رنگ نارنجي خود را مديون مقادير زيادي بتاکاروتن است که در بافت خود ذخيره کرده است. همان گونه که مي دانيد بتاکاروتن پيش ساز ويتامين A در بدن است. فوايد متنوع ويتامين A براي پوست و دفع بيماري ها از آن بر کسي پوشيده نيست.

    برگ گل ختمي نيز باعث جلوگيري از قرمزي پوست مي شود. زرده تخم مرغ و آب هويج نيز به تنهايي براي پوست هاي خشک مناسب هستند.

    استفاده از اين ماسک به مدت 20 دقيقه بر روي پوست هم باعث تقويت پوست شما مي شود و هم خشکي و قرمزي پوست شما را تا حد زيادي برطرف مي کند.

    روش ماسک گذاري

    پيش از گذاشتن ماسک، پوست را پاک کنيد. براي پاک سازي عميق پوست از بُخور گياهي استفاده کنيد.

    يادتان باشد ماسک را هر بار به اندازه مصرف درست کنيد، زيرا اگر براي دفعه بعد نگه داريد، خراب مي شود. اگر ماسک را بيش از اندازه درست کرده ايد، مي توانيد مقدار اضافي آن را روي پوست بدن بگذاريد، زيرا ماسک هاي صورت، براي پوست بدن هم مفيد هستند.

    نکته مهم ديگر اين که هرگز ماسک را زير چشم يا روي پلک آن نزنيد و اطراف چشم را از بالاي ابرو تا زير چشم به صورت دو دايره خالي ماسک نگذاريد.

    موضوعات: همه, سلامتی  لینک ثابت



     [ 08:18:00 ب.ظ ]





      اثرات مفید رازیانه بر پوست   ...

    اثرات مفید رازیانه بر پوست

     

    رازیانه دارای اثرات مهمی بر سلامتی پوست است. خوب است بدانید که رازیانه، سرشار از هورمون های زنانه(استروژن) است و طبیعتی گرم دارد.

    حال اثرات آن را بر پوست می گویم:

    - پاک کننده و ضد عفونی کننده

    - حفظ خاصیت کشسانی پوست و جوان کردن آن

    - آرامش بخش

    - رفع چین و چروک از پوست های پیر

    - از بین بردن کبودی پوست

    - روشن کردن پوست های چرب

    - شادابی و طراوت بخشیدن به چهره های خسته و گرفته

    - کاهش تجمع آب در زیر پوست و در نتیجه جلوگیری از پف کردگی

    - تحریک کننده غدد لنفاوی بدن برای دفع آب اضافی موجود در بافت ها.

    - دفع سموم

    - تاثیر بر فعالیت غدد بدن برالی ایجاد تعادل در تولید هورمون هایی خاص که برای حفظ انقباض عضلات، الاستیسیته ی پوست و بافت پیوندی اهمیت دارند.

     

    در اینجا طرز تهیه کرم رازیانه را برای شما بیان می کنیم.

    مواد لازم برای کرم رازیانه:

    رازیانه 30 گرم

    روغن زیتون 60 سی سی

    گلاب 100 سی سی

    موم سفید 50 گرم

    طرز تهیه:

    رازیانه را در ظرف شیشه ای ریخته، روغن زیتون را به آن اضافه کنید. بگذارید به مدت سه روز بماند.

    سپس آن را از صافی ریزی عبور دهید و باقی مانده گیاه را خوب فشار دهید. حالا گلاب را به آن افزوده و آن را داخل ظرف آب جوش قرار دهید تا گرم شود. موم را در ظرفی لعابی به طور جداگانه ذوب کنید (داغ کنید) و سپس از روی آتش بردارید و مخلوط گلاب را به تدریج و در حین هم زدن به آن بیفزایید. این عمل را تا زمانی که مخلوط به طور کامل سرد شود ادامه دهید.

    نیره ولدخانی – کارشناس علوم تغذیه

    منابع :

    fa.wikipedia.org

    http://www.dermaxime.com/fennel.htm

    www.essentialoils.co.za/essential-oils/fennel.htm

    دنیای سلامت شماره

    موضوعات: همه, سلامتی  لینک ثابت



     [ 08:12:00 ب.ظ ]





      ماسک سیب برای لطافت پوست   ...

    ماسک سیب برای لطافت پوست

     

    مواد لازم:

    پودر مخمر             1 قاشق غذاخوری سرصاف

    آب سیب تازه        2 قاشق غذاخوری

    (در صورت استفاده از سیب رنده شده 3 قاشق غذا خوری)

    ماست معمولی   1 قاشق غذاخوری

     

    طرز تهیه:

    پودر مخمر را با آب سیب کاملاً حل کنید و سپس ماست را به آن اضافه نمایید و خوب به هم بزنید تا خمیری یک دست حاصل شود.

    آن گاه پوست صورت را کاملاً تمیز کرده و مخلوط را به مدت 20 دقیقه روی صورت قرار دهید و سپس با آب ملایم بشویید.

    این ماسک برای انواع پوست ها قابل استفاده می باشد.

    ماهنامه ی دنیای سلامت

    موضوعات: همه, سلامتی  لینک ثابت



     [ 08:11:00 ب.ظ ]





      چسبیدم به ضریح و گفتم آقا غلط کردم (داستان جالبیه ازدستش ندین)   ...

    نقل میکرد:

    این قدر وضع مالیم به هم خورد که به زنم گفتم:زن بردار بریم نجف،الان عزادارا میان خونمون شلوغ میشه آه در بساط نداریم.

    زنم بهم گفت:مرد حسابی تو تاجر این شهری،با این همه دبدبه و کبکبه، شب اول محرمی همه از نجف بلند میشن میان کربلا، ما از کربلا بلندشبم بریم نجف، بابا پول نداریم نمردیم که،خدا هس،امام حسین هس،درس میشه.

    بهش گفتم:زن اگه امام حسینم بخواست کاری بکنه تا الان کرده بود

     

    میگفت:هرچی به زنم گفتم بیا بریم توجه نکرد و حرف خودشو زد،فقط برای آخرین بار رفتم باهاش اتمام حجت کنم.گفتم:زن اگه نیای بریم میانا،آبرومون میره ها. بازم گوش نکرد و کار خودشو کرد.

    همینجوری که استرس داشتم و نمیتونستم یه جا بند بشم و هی خودمو میخوردم:

    دیدم عصر شده، یه دفعه اولین دسته ی عزاداری آقا ابی عبدالله وارد خونه شدن.

    رفتم پیش زنم،باعصبانیت بهش گفتم:

    دیدی اومدن،دیدی آبرومون رفت،حالا بست شد.آبرومونو بردی حالا برو جواب بده.

    بازم کار خودشو میکرد و به من توجهی نمیکرد.

    تو همین لحظه دومین دسته اومدن،سومین دسته،چهارمین دسته،هی دسته های عزاداری امام حسین وارد خونه میشدن و هی من نگران تر.

    اذان مغرب شد.

    وایسادن نماز خوندن.

    عشا رو که خوندن رفتم گفتم:ما امشب چیزی نپختیم،یه چیزه ساده ای میل کنید مث نون و پنیرو هندونه ایشالله از فردا شروع میکنیم.

     

    میگفت:

    شام خودن و رفتن حرم زیارت،نصف شب شدخوابیدن،تا خوابشون برد بلند شدم قبامو پوشیدم،عباموانداختم،عرق چینموسرکردم و نعلینمو پا.

    شال و کلا کردم برم نجف.

    رفتم به زنم گفتم:زن این توهو این عزاداراو این امام حسین.من دیگه تحمل موندن و آبروریزی ندارم.

    میرم نجف و تو کربلا نمیمونم.فقط تو کربلا یه کار دارم.

    زنم گفت:چی کار؟

    گفتم:الان میرم بین الحرمین،حرم حسینم نمیرم ،میرم حرم عباس.

    به عباس میگم:برو به این داداشت بگو خیلی مشتی هستی،خیلی با مرامی،خوب آبروی این چن سالمونو حفظ کردی.

     

    هرچی زنم گفت:بمون نرو.منو تنها نزار.محل نزاشتم و از خونه زدم بیرون اومدم تو کوچه،باید دست راست برم حرم حسین گفتم نمیرم قهرم،پیچیدم برم حرم عباس تو راهم دیدم یه حجره بازه.

    (قدیما تو بین الحرمین عرب ها حجره و دکان کاسبی داشتن)

    خیلی تعجب کردم،گفتم: ساعت از نصف شبم گذشته،چطور میشه یه حجره باز باشه.

    تو دلم گفتم این دیگه کیه که تا این موقع شب ول نکرده کاسبیو.

    کنجکاو شدم بینم کیه.رفتم جلو دیدم آ سید حسینه.آسید حسین استادم بوده و من اینجا تو همین حجره شاگردیه همین آسید حسینو میکردم.

    خیلی خوشحال شدم.رفتم جلو

    آسید حسین سلام علیکم

    جوابمو داد سلام علیکم.

    گفتم :آسید حسین چی شده تا این موقع حجره موندی؟

    بهم گفت:این چیزارو ول کن،روضه نداری امسال؟

    اشک تو چشام جمع شد و گفتم آسید حسین تو که وضع مارو میدونی تو کربلا.ورشکست شدم یکی نیست حتی یه پول سیاهی برای روضه ی امام حسین بهم بده

    آسید حسین یه نگاهی بهم بهم انداخت

    گفت:

    چی میخوای؟

    گفتم:چیو چی میخوام؟

    گفت:برای روضت چی لازمته؟

    گفتم:برنج میخوام،شکر میخوام،چایی میخوام،گوشت میخوام،هیزم میخوام،سیب زمینی میخوام،پیاز میخوام.فلان و فلان و فلان میخوام .

    بهم گفت: بیا بردار برو

    گفتم:چیو بردارم برم؟

    گفت:همینایی که الان گفتی هرچه قدر میخوای ببر

    نگاه کردم تو دکانش دیدم پر از همه چیزاییه که میخوام.

    گفتم:من پول ندارم آسید حسین

    گفت:کی پول خواست از تو؟

    سرم داد کشید مث همون روزای استادو شاگردی: بیا هرچی میخوای بارگاری کن بردار برو

    همچیو بار گاری زدیم

    تموم شد

    گفتم:آ سید حسین،ممنونتم کمکم کردی نزاشتی آبروم بره.

    ولی من این همه بارو چطوری ببرم؟

    اومد جلو تکیه داد به زنجیر آویزونه دم حجرش روشو کرد طرف حرم حسین صدا زد:عباس،اکبر،قاسم،عون،جعفر بیاین این بارارو ببرید

    تو دلم گفتم:نگاه آسید حسین چقدر شاگرد گرفته،من یکی بودم شاگردشا. تا این موقعم بیدارن شاگرداش.

    خواستم برم خونه بهم گفت وایسا کارت دارم

    رفت از ته حجرش یه چیزی بیاره

    وقتی اومد دیدم دوتا شمعدونی خوشگل سبز رنگ گذاشت به دستم گفت اینم هدیه ی مادرم فاطمه،برو یه گوشه از روضتو روشن کن.

    نفهمیدم منظورش از مادرش فاطمه چیه؟

     

    اینقد خوشحال بودم که گفتم حالا که که کارمون درست شد برم حرم آقا از آقا معذرت خواهی کنم.بگیم آقا غلط کردیم نفهمیدیم.ببخشید،اما این دوتا شمعدونی تو دستام بود اذیتم میکرد.گفتم:میرم اینارو میدم به خانمم و بهشم میگم کارمون جورشده و برمیگردم حرم.

    رسیدم سرکوچه دیدم گاری با بار جلو در گذاشته و زنم داره دورش میگرده و بال بال میزنه

    (یه مساله هست اینجا،اگه شاگردای آسید حسین زودتراز این بنده خدا میرسیدن خونه،این بنده خدا باید توراه میدیدشون.اگه بعداز این بنده خدا میومدن.باید این بنده خدا میرسید خونش و اونا میومدن.)رسیدم دم در خونه زنم بهم گفت:کجا ریش گرو گذاشتی؟کجا نسیه آوردی؟

    بهش گفتم:زن کارمون راه اوفتاده و درست شده،این شمعدونی هارو بگیر من برم از آقا معذرت خواهی کنم بعد که اومدم تعریف میکنم برات.

    زنم گفت حالا از کی گرفتی اینارو؟

    گفتم:از آسیدحسین.اون ایناروبهم داد.

    زنم دادزد سرم که: مرد! ورشکست کردی دیونه شدی؟

    گفتم:چرا؟

    گفت:آسیدحسین20ساله مرده

    گفتم:زن به عباس قسم من الان بین الحرمین درحجره ی آ سید حسین بودم

    باورش نشد.گفت صبر کن خودم بیام ببینم چی شده.؟

    رفتیم بین الحرمین.تا به حجره ی آسید حسین رسیدیم دیدم در حجره ی آسید حسین خاک گرفته،عنکبوتا تار بستن.یه وقت یادم افتاد خودم آسید حسینو غسل دادم،خودم کفنش کردم،خودم خاکش کردم.

    به زنم گفتم تو برو خونه

    خودم اومدم تو حرم حسین

    چسبیدم به ضریح و گفتم آقا غلط کردم

     

    چیزی به محرم نرسیده برات کربلا تو از دست عباس بگیر

    موضوعات: همه, داستان های کوتاه  لینک ثابت



     [ 08:05:00 ب.ظ ]





      مادرش منتظره ! شما برید ...   ...

    برای رد شدن از سیم خاردارها نیاز به یک نفر داشتن تا روی سیم خاردارها بخوابه و بقیه از روش رد بشن، داوطلب زیاد بود

    قرعه انداختند افتاد بنام یک جوان.

    همه اعتراض کردند الا یک پیرمرد!

    گفت چکار دارید بنامش افتاده دیگه، بچه ها از پیرمرد بدشون اومد.

    دوباره قرعه انداختند بازم افتاد بنام همون جوان .

    جوان بدون درنگ خودش رو با صورت انداخت روی سیم خاردار.

    بچه ها با بی میلی و اجبار شروع کردن به رد شدن از روی بدن جوان.

    همه رفتن الا پیرمرد!

    گفتن بیا!

    گفت نه شما برید من باید وایسم بدن پسرم رو ببرم برای مادرش.

    مادرش منتظره!

     

    شهدا شرمنده ایم

    شهدا دعا داشتند، ‎ادعا نداشتند. نيايش داشتند، نمايش نداشتند. حيا داشتند، ريا نداشتند. رسم داشتند، اسم نداشتند

     

    *شادى روحشان صلوات*

     

    ( بمناسبت سالگرد آغاز جنگى كه خيلى از فرزندان عزيز ايران رو از خانواده هاشون گرفت)

    موضوعات: همه, به یاد شهدا ...  لینک ثابت



     [ 07:59:00 ب.ظ ]





      دیالوگ زیبای پرویز پرستویی در سریال مارمولک   ...

    دیالوگ زیبای پرویز پرستویی در فیلم مارمولک اثر کمال تبریزی

    خدا که فقط متعلق به آدم‌های خوب نیست،خدا ، خدای آدم‌های خلاف‌کار هم هست و فقط خود خداست که بین بندگانش فرقی نمی‌گذارد فی‌الواقع خداوند end لطافت endبخشش end بیخیال‌شدن و end چشم‌پوشی و end رفاقت است.رفیق خوب و با مرام همه چیزش را پای رفاقت می‌گذارد. اگر آدم‌ها مرام داشته باشند هیچ‌وقت دزدی نمی‌کنند ولی متأسفانه بعضاً آدمها تک‌خوری می‌کنند و این بدِ روزگار است … بایستی ما یک فکری به حال اهلی‌شدن آدم‌ها بکنیم اهلی‌کردن یعنی ایجاد علاقه‌کردن و این تنها راه رسیدن به خداست و خیلی هم مهم است …&

    موضوعات: همه  لینک ثابت



     [ 06:21:00 ب.ظ ]





      صادقانه زندگی کنید   ...

    نگذارید گوشهایتان گواه چیزی باشد که چشمهایتان ندیده، نگذارید زبانتان چیزی را بگوید که قلبتان باور نکرده..

    “صادقانه زندگی کنید”

     

    ما موجودات خاکی نیستیم که به بهشت میرویم.ما موجودات بهشتی هستيم که از خاک سر برآورده ایم…

     

    “الهی قمشه ای”

    موضوعات: همه, سفارش های بزرگان  لینک ثابت



     [ 06:07:00 ب.ظ ]





      تأثیر گریه کردن زن ها   ...

    تأثیر گریه کردن زن ها در ارتباط

     

    مطالعات جدید ثابت کرد که از اشک زنان بویی متصاعد می شود که هورمون تستوسترون مردان را کاهش می دهد و میل آنها به زنان را کم می‌کند.

    به گزارش ایرنا و به نقل از تای ایندین نیوز، در ادامه این تحقیقات مشخص شد که این بو حتی زمانی که مردان اشک را نبینند نیز موثر است.

    این برای نخستین بار است که ساختاری شیمیایی اشک و بوی ناشی از آن بررسی می شود و نتایج علمی آن در اختیار دیگران قرار گرفته است.

    “نوام سوبل” محقق موسسه عصب شناسی در این باره گفت: ما مشخص کردیم که از اشک زنان سیگنال هایی به مردان در قالب بو منتقل می شود که این سیگنال تمایل مردان به زنان را کاهش می دهد زیرا به طور مستقیم روی هورمون تستوسترون مردان اثر میگذارد.

    در حالی که ارتباط انسان ها از طریق کلام و نگاه ثابت شده بود اما این تحقیق ثابت کرد که سیگنال های شیمیایی نیز حاوی اطلاعات بسیاری هستند که انسان ها از خود ساطع کرده و به طرف مقابل منتقل می کنند.

    دانشمندان متوجه شده اند که اشک احساسی، حاوی پروتئین بیشتری نسبت به اشک معمولی است که از چشم خارج می شود در نتیجه بو و تأثیر بیشتری در کاهش میل جنسی مردان دارد.

    سوبل گفت: نکته بسیار جالب این بود که دیدن اشک زنان هیچ احساسی اعم از اندوه یا همدردی را در مردان مورد آزمایش ایجاد نمی کرد.

    در آخر معلوم شدن که اشک زنان در مردان همان تأثیری را ایجاد می کند که خرناس و بوی عرق مردان برای زنان.

     

    حالا هي بشينيد زار زار گريه كنيد

    موضوعات: همه, اطلاعات عمومی  لینک ثابت



     [ 07:50:00 ق.ظ ]





      آخرین دست نوشته شهید احمد رضا احدی (رتبه اول کنکور پزشکی )   ...

    اینها آخرین دست نوشته شهید احمدرضا احدی رتبه اول کنکور پزشکی

    سال 1364 است که تنها ساعتی قبل از شهادت به رشته تحریر در آمده است.

     

     

    چه کسی می تواند این معادله را حل کند ؟؟؟

     

    چه کسی می داند فرود یک خمپاره قلب چند نفر را می درد؟

    چه کسی می داند جنگ یعنی سوختن ،یعنی آتش ،یعنی گریز به هر جا ،

    به هر جا که اینجا نباشد ،یعنی اضطراب که کودکم

    کجاست ؟ جوانم چه می کند ؟دخترم چه شد ؟

    به راستی ما کجای این سوال ها و جواب ها قرار گرفته ایم ؟

     

    کدام دختر دانشجویی که حتی حوصله ندارد عکس های جنگ را ببیند و اخبار آن را بشنود ،

    از قصه دختران معصوم سوسنگرد با خبر است ؟ آن مظاهر شرم و حیا را

    چه کسی یاد می کند که بی شرمان دامنشان را آلوده کردند و زنده زنده

    به رسم اجدادشان به گور سپردند.

    کدام پسر دانشجویی می داند هویزه کجاست ؟ چه کسی در هویزه جنگیده ؟

    کشته شده و در آنجا دفن گردیده ؟ چه کسی است که معنی این جمله را درک کند :

     

    “نبرد تن و تانک؟!” اصلا چه کسی می داند تانک چیست ؟

    چگونه سر ۱۲۰ دانشجوی مبارز

    و مظلوم زیر شنی های تانک له می شود ؟

     

    آیا می توانید این مسئله را حل کنید ؟

     

    گلوله ای از لوله دوشکا با سرعت اولیه ی خود از فاصله هزار متری شلیک می شود

    و در مبدا به حلقومی اصابت نموده و آن را سوارخ کرده وگذر می کند ،

    حالا معلوم نمایید سر کجا

    افتاده است ؟ کدام گریبان پاره می شود ؟ کدام کودک در انزوا وخلوت اشک می ریزد ؟

     

     

    وکدام کدام…؟ توانستید؟؟ اگر نمی توانید،این مسئله را با کمی دقت بیشتر حل کنید :

     

    هواپیمایی با یک ونیم برابر سرعت صوت از ارتفاع ده متری سطح زمین ،

    ماشین لندکروزی که با سرعت در جاده مهران-دهلران حرکت می نماید،

    مورد اصابت موشک قرار می دهد،اگر از

    مقاومت هوا صرف نظر شود. معلوم کنید کدام تن می سوزد؟کدام سر می پرد ؟

    چگونه باید اجساد را از درون این آهن پاره له شده بیرون کشید ؟

    چگونه باید آنها را غسل داد ؟

    چگونه بخندیم و نگاه آن عزیزان را فراموش کنیم؟

     

    چگونه می توانیم در شهرمان بمانیم وفقط درس بخوانیم.

    چگونه می توانیم در ها را به روی خود ببندیم و چون موش در

    انبار کلمات کهنه کتاب لانه بگیریم ؟ کدام مسئله را حل می کنی؟

    برای کدام امتحان درس می خوانی؟ به چه امید نفس می کشی؟ کیف و کلاسورت

    را از چه پر می کنی؟ از خیال، از کتاب، از لقب شامخ دکتر یا از

    آدامسی که هر روز مادرت در کیفت می گذارد؟

    کدام اضطراب جانت را می خورد؟ دیر رسیدن به اتوبوس،

    دیر رسیدن سر کلاس، نمره گرفتن؟

    دلت را به چه چیز بسته ای؟ به مدرک، به ماشین، به قبول شدن در حوزه فوق دکترا؟

     

    “صفایی ندارد ارسطو شدن،خوشا پر کشیدن ،پرستو شدن“

     

    آی پسرک دانشجو، به تو چه مربوط است که خانواده ای در همسایگی

    تو داغدار شده است؟

    جوانی به خاک افتاده است؟

     

    آی دخترک دانشجو، به تو چه مربوط است که دختران سوسنگرد به اشک نشانده اند؟

    و آنان را زنده به گور کردند؟ هیچ می دانستی؟ حتما نه!…

     

    هیچ آیا آنجا که کارون و دجله و فرات بهم گره می خورد، به دنبال آب گشته ای

    تا اندکی زبان خشکیده کودکی را تر کنی و آنگاه که قطه ای نم یافتی با امید های

    فراوان به بالین آن کودک رفتی تا سیرابش کنی اما دیدی که

    کودک دیگر آب نمی خورد!! اما تو اگر قاسم نیستی،

    اگرعلی اکبرنیستی، اگر جعفر و عبدالله نیستی، لااقل حرمله مباش!

    که خدا هدیه حسین را پذیرفت و خون علی اکبر و علی اصغر را به زمین پس نداد.

    من نمی دانم که فردای قیامت این خون با حرمله چه خواهد کرد

     

    روحشان شاد و یادشان گرامی باد

    موضوعات: همه, به یاد شهدا ...  لینک ثابت



     [ 07:36:00 ق.ظ ]





      یا جواد الائمه ادرکنی   ...

    یا جواد الائمه ادرکنی

    خسته ودل شکسته وزارم

    گره افتاده است درکارم

    جز بکویت کجا پناه آرم

    یا جواد الائمه ادرکنی

    ای که روح عبادتی مارا

    عذرخواه قیامتی ما را

    جان زهرا عنایتی ما را

    یا جواد الائمه ادرکنی

    یاد کوی تو میکنم امشب

    گفتگو با تو میکنم امشب

    رو بسوی تو میکنم امشب

    یا جواد الائمه ادرکنی

    عزت عالمین میخواهم

    سفر کاظمین میخواهم

    طوف قبر حسین میخواهم

    یا جواد الائمه ادرکنی

    ای مسیحا نفس حیاتم بخش

    خائفم از گنه براتم بخش

    زین پریشان دلی نجاتم بخش

     

    یا جواد الائمه ادرکنی

    موضوعات: همه  لینک ثابت



     [ 07:29:00 ق.ظ ]





      چرا اورا قائم میگویند ؟؟   ...

    بسم الله الرحمن الرحيم

    حضرت امام جواد علیه السلام فرمود:

    امام پس ازمن ,فرزندم علی (امام هادی)است.دستور او دستورمن وسخن أو سخن من,طاعت أو ,طاعت من است.و امام پس ازاو ,فرزندش(امام حسن)است

    دستورأو,دستورپدرش وسخن أو,سخن پدرش وطاعت أو,طاعت پدرش میباشد

    سپس سکوت کرد(روایت کننده حدیث میگوید)گفتم:ای فرزندرسول خدا !امام پس ازامام حسن عسکری کیست?او به شدت گریست وسپس فرمود:پس از حسن علیه السلام.فرزندش قائم به حق ,امام منتظراست.گفتم:ای فرزند رسول خدا !چرا او را قائم میگویند?

    فرمود:زیرا او پس از آنکه یادش ازبین برود وأكثرمعتقدین به امامت او,از وی برگردند,قیام میکند.گفتم :(چراورامنتظر

    میگویند?)فرمود:زیراغیبتش زیادومدتش طولانی میشود.پس مخلصان,درانتظار قیامش باشند,شکاکان,انکارش کنند, منکران یادش را استهزاکنند,تعیین کنندگان وقت ظهورش ,دروغ گویند, شتاب کنندگان درظهورش هلاک شوند و تسلیم شوندگان در آن نجات یابند…

    منبع:کمال الدين وتمام النعمة

    موضوعات: همه, سفارش های بزرگان, ظهور  لینک ثابت



     [ 07:21:00 ق.ظ ]





      وتو چه میدانی اول مهر چیست ؟؟؟   ...

    و اول مهر از رگ گردن ب شما نزدیک تر است* و تو چه میدانی اول مهر چیست؟

    زمانی که 7 صبح ساعت ها به صدا در می آیند* و آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، از وحشت در هم میپیچند

    و گروه گروه به سمت کلاس ها رانده میشوید* و زیانکاران از ما میخواهند که آنان را به تابستان برگردانیم تا اندکی بخوابند* در آن زمان نگهبانان به آنان گویند: آیا به شما نگفته بودیم که تابستان فانیست و عذابی دردناک در انتظار شماست؟

    همانا که بازگشت همه ما بسوی مدارس و دانشگاه است!

    موضوعات: همه  لینک ثابت



     [ 07:11:00 ق.ظ ]





      کربلا میخواهم ...   ...

    مصراع نخست ، کربلا می خواهم

     

    در مصرع بعد ، کربلا میخواهم

     

     

     

     

     

    ایراد ندارد ، به کسی چه ؟ اصلا

     

    شعر خودم است ، کربلا می خواهم

    موضوعات: همه  لینک ثابت



     [ 07:08:00 ق.ظ ]






      خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

     
     
    حلال جمیع مشکلات است حسین شوینده ی لوح سیئات است حسین ای شیعه تو را چه غم ز طوفان بلاست جائی که سفینه ی نجات است حسین