مهمان کربلا
 
  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

   






موضوعات

  • همه
  • همه
  • سفارش های بزرگان
  • داستان های کوتاه
  • نکته های ناب قرانی
  • عفاف و حجاب
  • ظهور
  • اطلاعات عمومی
  • به یاد شهدا ...
  • نماز
  • تربیت فرزند شیعه
  • فرزند پروری
  • سلامتی
  • شهدای و ایثار گران حوزوی
  • بزرگان حوزه
  • شعر
  • شناخت اهل بیت
  • طب سنتی
  • آشپزی ( کیک )
  • طنز
  • غدیر
  • عکس و حرف
  • اﻣﺎﻡ ﺣﺴﻴﻦ و ﻋﺎﺷﻮﺭا
  • ﺧﺎﻧﻮاﺩﻩ ﺳﺎﻟﻢ
  • جوان و جوانی
  • ﺯﻧﺎﻥ و ﻛﺮﺑﻼ
  • ﻭﻻﻳﺖ ﭘﺬﻳﺮﻱ ﺩﺭ ﻋﺎﺷﻮﺭا
  • خداوندا
  • زندگینامه
  • احکام بانوان
  • متن ادبی
  • آشپزی ( انواع غذا )
  • آشپزی ( نکته ها )
  • کلیپ
  • دانلود
  • همسرداری
  • آشپزی ( نوشیدنی ها )
  • آشپزی ( نوشیدنی ها )
  • رمضان
  • آشپزی ( آش ها)
  • عروسک بافی
  • مناسبت ها
  • لبخند های پشت خاکریز
  • معرفی کتاب
  • حدیث
  • احادیث
  • احادیث اخلاقی
  • ائمه اطهار
  • آشپزی
  • سوپ ها
  • ماه محرم
  • دهه چهارم
  • عدل الهی
  • نشانه های مؤمن چیست ؟
  • سخنان مقام معظم رهبری
  • جنگ نرم
  • رشد و خود سازی
  • داروخانه معنوی
  • متفرقه دینی
  • کودک و سیسمونی


  • مهر 1393
    شن یک دو سه چهار پنج جم
     << < جاری> >>
          1 2 3 4
    5 6 7 8 9 10 11
    12 13 14 15 16 17 18
    19 20 21 22 23 24 25
    26 27 28 29 30    




    آخرین مطاب






    آمار

  • امروز: 53
  • دیروز: 289
  • 7 روز قبل: 1180
  • 1 ماه قبل: 6610
  • کل بازدیدها: 551201




  • خبرنامه





    کاربران آنلاین





    لبخند های پشت خاکریز

    مهدویت امام زمان (عج)



    بازی های دفاع مقدس

    مهدویت امام زمان (عج)



    کرامات و داستان های ائمه اطهار

    آیه قرآن



    دانشنامه امام علی

    آیه قرآن



    اولین های دفاع مقدس

    وصیت شهدا



    جستجو





    ذکر ایام هفته

    ذکر روزهای هفته



    وصیت نامه موضوعی شهدا

    وصیت شهدا



    روز شمار غیبت





    معرفی صفحه وبلاگ به یک دوست






    بازی تمرکز حواس





    جستجو

    Google

    در اين وبلاگ
    در كل اينترنت




    رتبه



      40 نکته جالب درباره حرم امام رضا (ع)   ...

    40 نکته جالب درباره حرم امام رضا (ع) مجموعه : دین و اندیشه اسلامی

     

    40 نکته جالب در مورد حرم آقا امام رضا (ع) که شاید نمی دانستید را در اینجا قرار دادیم …

     

    ♥ نکته۱

    در سال ۲۰۳ و به قولى ۲۰۲ هجرى قمرى که حضرت رضا علیه السلام در طوس به شهادت رسیدند بدن مطهر آن امام همام را در باغ حمید بن قحطبه و در کنار قبر هارون خلیفه عباسى به خاک سپردند و نخستین بناى حرم مطهر همان بقعه هارون الرشید است که بعدها حرم را روى دیوارهاى قدیمى آن بنا نهادند و از آن به بعد طوس به مشهد الرضا تغییر نام یافت.

     

    ♥  نکته۲

    در سال ۴۰۰ هجرى قمرى به دستور سلطان محمود غزنوى بناى بقعه و حرم تجدید بنا و مناره‎ اى بر آن افزوده شد و پس از آن در زمان‎ هاى مختلف اقداماتى به مرور صورت گرفته است.

     

    ♥  نکته۳

    سنگ مرقد نخستین که برای مشخص نمودن مدفن امام بر زمین نصب شده، سنگ بنای ساخت ضریح هم بوده است. آنچه مسلم است تا قرن هشتم هجری قمری ضریحی بر مضجع شریف نصب نبوده است.

     

    ♥  نکته۴

    در ابتدا حرم مطهر به صورت بنایی ساده، با مصالح ویژه آن دوران بنا شده بود، چنانکه بقعه مطهر تنها یک در ورودی ساده در پیش روی مبارک داشت و دارای تزئیناتی مختصر به سبک آن زمان بود.

     

    ♥  نکته ۵

    مشهور است که از زمان صفویان گذاشتن ضریح بر مرقد امام مرسوم شده است و برخی احتمال دادند که ساخت ضریح از عصر تیموریان متداول گشته است.

     

    ♥  نکته۶

    ۲۸ هزار لامپ در حرم امام رضا علیه السلام روشن می‎ باشد، که اکنون علاوه بر ۲۸ هزار شعله برق، شش هزار لوستر نیز در ابعاد مختلف و با قدمت‎ های طولانی مورد استفاده قرار گرفته است.

     

    ♥  نکته۷

    ضریح اول، ضریحی چوبی بوده، با تسمه‎ های فلزی و پوششی از صفحات طلا و نقره. این ضریح در زمان شاه طهماسب صفوی یعنی سال ۹۵۷ هجری قمری ساخته و بر روی صندوق چوبی مضجع منور نصب می‎ شود. در سال ۱۳۱۱ همزمان با تعویض صندوق به دلیل فرسودگی پایه‎ ها ضریح برچیده شده، پوشش طلا و نقره و جواهرات آن از چوب‎ ها جدا و به خزانه آستان قدس منتقل می‎ شود.

     

    ♥  نکته۸

    ضریح دوم، ضریحی بوده فولادی مرصع، معروف به ضریح نگین نشان. این ضریح در سال ۱۱۶۰ به دستور شاهرخ فرزند رضا قلی میرزا نوه نادرشاه ساخته و به وقف بر فراز مرقد شریف نصب می‎ شود. ضریح فولادی یا ضریح نگین نشان سقف نداشته، پنجره‎ ها و شبکه‎ های چهار طرف آن دارای گوی و ماسوره‎ هایی بوده است که با نگین‎ های کوچک یاقوت و زمرّد تزیین یافته و تعداد آنها به ۲۰۰۰ بالغ می‎ شده است. به دلیل وضعیت ویژه این ضریح ذیلاً به عین کتیبه آن اشاره می‎ شود. « نیاز رحمت ایزد مستعان، و تراب اقدام زوّار این آستان ملک پاسبان، سبط سلطان نادر شاه الحسینی الموسوی الصفوی، بهادرخان به وقف و نصب این ضریح و قبه‎ های مرصع چهار گوشه ضریح مقدس مبارک موفق گردید. (سنه ۱۱۶۰قمری) »

     

    ♥  نکته۹

    در زمان تولیت میرزا سعیدخان برای مصون ماندن نذورات داخل ضریح دوم، شبکه و پوشش طلایی روی ضریح منور قرار می‎ گیرد، و بدین ترتیب سقف آن پوشش می‎ یابد. این ضریح به دلیل وقف دائمی بودن تا قبل از شروع عملیات جایگزینی و نصب اخیر ضریح مطهر جدید یعنی پنجمین ضریح بر مضجع شریف و زیر ضریح پیشین قرار داشت. ضمن عملیات اخیر محل نصب این ضریح تغییر یافت و به قسمت تحتانی حرم مطهر منتقل گردید.

     

    ♥  نکته۱۰

    در عصر پادشاهی فتحعلی شاه قاجار ضریحی فولادی و ساده به ابعاد (۳× ۴) و ارتفاع ۲ متر ساخته و روی ضریح نگین نشان (ضریح دوم) نصب می‎ شود که در اصل ضریح سوم محسوب می‎ شود.

     

    ♥  نکته۱۱

    سقف ضریح سوم با چوب‎ های طلاکوب پوشش داشته و در سمت پایین ضریح در کوچک مرصعی قرار داشته است. به دلیل کوچکی و غیر مناسب بودن این ضریح پس از مدتی برداشته شده و به جای آن ضریح چهارم نصب می‎ گردد. در حال حاضر این ضریح در موزه مرکزی آستان قدس رضوی در معرض تماشای بینندگان قرار دارد.

     

    ♥  نکته۱۲

    ضریح چهارم ضریح ملمع یا ضریح طلا و نقره، معروف به شیر و شکر است، این ضریح در سال ۱۳۳۸ بر روی ضریح نگین نشان یا ضریح دوم نصب می‎ گردد.

     

    ♥  نکته۱۳

    طراحی ضریح چهارم توسط مرحوم استاد حافظیان انجام یافته و تحت نظارت ایشان کار اجرا و قلمزنی توسط مرحوم استاد هنرمند حاج محمد تقی ذو فن اصفهانی انجام گرفت.

     

    ♥  نکته۱۴

    ضریح چهارم دارای ۰۵/۴ متر طول و ۰۶/۳ متر عرض و ۹۰/۳ ارتفاع و ۱۴دهانه به نشان چهارده معصوم بوده است. اضافه بر بهره‎ برداری از طلا و نقره و جواهرات.

     

    ♥  نکته ۱۵

    پایه‎ ها، ستون‎ ها، کتیبه‎ های سیمین با نقش‎ های مختلفی در نهایت مهارت قلمزنی شده بود. بین هر دو زاویه از پنجره‎ های ضریح مقدس یک صفحه بیضی شکل از طلا، که مجموعاً به هیجده عدد می‎ رسید و هر یک به وزن تقریبی پنجاه مثقال بود احادیثی درباره فضیلت زیارت حضرت رضا علیه السلام به خط حاج شیخ احمد زنجانی معصومی کتیبه نوشته شده است.

     

    ♥  نکته ۱۶

    بر روی هر یک از دهانه‎ های ضریح مقدس، از سمت پیش روی مبارک اسمی از اسمای چهارده معصوم علیهم السلام بر صفحه‎ ای فیروزه نشان از طلا و به خط ثلث و به قلم مرحوم حاج شیخ احمد زنجانی معصومی مکتوب بود. در بالای صفحات بیضی شکل، کتیبه‎ ای از نقره به طور برجسته، سوره مبارکه هل اتی را به قلم همان کاتب در برداشت.

     

    ♥  نکته ۱۷

    در چهار گوشه ضریح چهار خوشه انگور به عنوان نمادی از نحوه شهادت حضرت قرار داشت. بالای کتیبه سوره مبارکه « یس» و بر لب ضریح چهل و چهار برگ از نقره ملمع بین چهل و چهار گلدان ملمع نصب شده بود که بر روی صفحه مدور و محدب هر یک از آنها اسمی از اسمای حسنی الهی به طور برجسته و به خط ثلث و به رنگ سفید در زمینه لاجوردی مکتوب بود.

     

    ♥  نکته ۱۸

    پس از گذشت بیش از چهل سال از نصب ضریح پیشین موجباتی همچون فرسودگی، و سست شدن پایه‎ ها و ساختار ضریح و ساییدگی پوشش و روکش‎ های نقره‎ ای و طلایی آن، ساخت و نصب پنجمین ضریح را ضروری می‎ نمود.

     

    ♥  نکته ۱۹

    به دستور مقام معظم تولیت آستان قدس رضوی حضرت آیة الله واعظ طبسی، از سال ۱۳۷۲ مطالعات و بررسی‎ های مقدماتی ساخت ضریح آغاز گردید، و به دنبال آن طرح‎ های متعددی از طرف هنرمندان نامی کشور ارایه شد و نهایتاً توفیق طراحی ضریح نصیب استاد برجسته نگارگری کشور جناب آقای فرشچیان گردید.

     

    ♥  نکته۲۰

    به منظور ساختن آخرین ضریح نخست بر اساس طرح موجود پایه‎ ها و ساختار ضریح که ترکیبی از کار آهنگری و نجاری است توسط واحدهای مربوطه در آستان قدس رضوی در نهایت استحکام انجام گرفت و ساختاری مرکب از آهن و فولاد و چوب گردو برای نصب روکش‎ ها و پوشش طلا و نقره ساخته شد.

     

     

    20 نکته دوم :

    نکته۲۱

    با آماده شدن طرح استاد فرشچیان کار قلمزنی و زرگری و به عبارت دیگر اجرای طرح که اساس کار ساخت ضریح و صورت پذیری آنست از تاریخ ۱۲/۱۱/۷۵ تحت نظارت عالیه هنری استاد فرشچیان شروع شد و از میان چند نفر از هنرمندان قلمزن همچنان توفیق کار قلمرنی ضریح مطهر، نصیب استاد خدادادزاده اصفهانی گردید.

     

    نکته ۲۲

    پس از چهار سال با کار بی وقفه روزانه و بعضاً شبانه و همچنین با کار متوسط روزانه شش نفر در کمال ظرافت و امتیاز هنری و در نهایت صلابت و استحکام کار قلمزنی پایان یافت و ضریح برای حمل و نصب آماده گردید. از ویژگی‎ های ضریح مطهر جدید، ضخامت پوشش نقره‎ ای آن است که حتی بعضاً به بیش از سه میلیمتر می‎ رسد.

     

    نکته ۲۳

    عملیات اجرایی برچیده شدن ضریح پیشین و نصب پنجمین ضریح از شامگاه روز شنبه ۲۱/۱۰/۷۹، پس از مراسم غبارروبی آغاز گردید، و با هماهنگی کامل نیروهای فنی – تخصصی مورد نیاز به طور متوسط روزانه هفتاد نفر در سازمانی منظم و منسجم با تقسیم کار و تعیین مسئولیت هر یک از بخش‎ های عملیاتی و مدیران مربوطه طبق جدول زمان‎ بندی شده، تحت مدیریت جناب آقای مهندس مهدی عزیزیان، مدیر عامل سازمان عمران و توسعه حریم حرم امام رضا علیه السلام به مدت پنجاه روز جریان خود را طی نمود. کار بنای عشق و کعبه مقصود، و فراز آمدن معبد خورشید در فضایی معنوی و شورانگیز آغاز شد.

     

    نکته ۲۴

    محدوریت وقف به نصب بودن ضریح و عدم جواز شرعی انتقال آن از یک سو و از طرف دیگر، وجود موانع و مشکلات جدی فنی و معماری بر سر راه استحکام سازی پایه‎ های نصب ضریح جدید موجب گردید تا پس از بررسی و مطالعات زیاد چاره کار به انتقال ضریح به قسمت زیرین حرم مطهر و نصب محاذی اطراف مضجع شریف دیده شود.

     

    نکته ۲۵

    از جمله اقدامات اساسی دیگری که همزمان با نصب ضریح مطهر صورت پذیرفت، بتون ریزی و کف سازی و مفروش نمودن کف حرم مطهر با سنگ‎ های مرمر بسیار نفیس همراه با کانال کشی و برقراری سیستم تهویه و هوا دهی زمینی و دیواری است، و نیز مرمت آیینه کاری‎ ها و کاشی‎ کاری‎ ها و کتیبه‎ های روضه منوره از جمله دیگر اقداماتی بود که در جریان عملیات نصب ضریح به آن مبادرت شد.

     

    نکته ۲۶

    سنگ پلاک پیشین مضجع، که مرکب از ۱۲ قطعه سنگ بود برداشته شده، به موزه مرکزی آستان قدس رضوی انتقال یافت، و به جای آن سنگ نفیس مرمر یکپارچه به طول ۲۰/۲ و عرض ۱۰/۱ و ارتفاع ۹۰ سانت که در نهایت جلا و صفا و زیبایی حجاری شده بود نصب گردید.

     

    نکته ۲۷

    در اطراف ضریح مطهر به نشانه چهارده معصوم چهارده دهانه به شکل محراب طراحی و اجرا شده است. سیر نقش‎ ها و جهت قوس‎ های آن یکدیگر را همراهی و تکمیل کرده، و مدار یگانه آنها که نهایتاً به مرکز و نقطه واحدی می‎ رسد، تداعی کننده اصل اصیل عرفانی مشاهده وحدت در کثرت و کثرت در وحدت می‎ باشد، و نیز وحدانیت ذات باری‎ تعالی و قائمیت و بازگشت پذیری کائنات و ممکنات را به او متجلی می‎ سازد.

     

    نکته ۲۸

    در هشت لچکی چهار گوش ضریح مطهر، به سبک هنر اصیل ایرانی، از گل آفتابگردان که نمادی از شمس الشموس که یکی از القاب امام رضا علیه السلام است نقش‎ هایی تعبیه شده است. در اطراف ضریح مقدس گل‎ هایی پنج و هشت برگی به نشانه خمسه طیبه و هشتمین امام طراحی و اجرا شده است.

     

    نکته ۲۹

    دو سوره مبارکه « یس» و « هل اتی» ، در بالای ضریح مطهر به صورت کتیبه دور تا دور ضریح نوشته شده است. طول کتیبه بالایی یعنی سوره مبارکه « یس» دارای ۶۶/۱۷ و عرض ۱۸ سانتیمتر و طول کتیبه « هل اتی» ۷۶/۱۶ و عرض آن ۱۴ سانت می‎ باشد، هر دو کتیبه و دیگر خطوط بیرونی و داخلی ضریح مطهر که مشتمل بر آیاتی از کلام الله مجید و اسمای حسنی الهی و نام‎ های حجج خداوندی است، در کمال قوت و استحکام توسط خوشنویس نامی جناب آقای موحد نوشته شده است.

     

    نکته۳۰

    برای اولین بار پوشش داخلی ضریح مطهر، سقف و دیوارهای آن با نقش و نگارها و کتابت اسماء الهی، با خاتم‎ کاری یه طرز بسیار بدیع و زیبا تزیین یافته است. طراحی نقوش داخل ضریح مطهر، توسط استاد فرشچیان انجام یافته، و اجرا و یا خاتم‎ کاری توسط استاد هنرمند کشتی آرای شیرازی و همکارانشان صورت پذیرفته است.

    نکته۳۱

    ضریح مطهر جدید حدود ۱۲ تن وزن داشته، ضخامت پوشش نقره‎ ای و طلایی آن و اتصال روکش‎ های بدون پیچ یکی از ویژگی‎ های این ضریح است. طول ضریح ۷۸/۴ و عرض آن ۳۷/۳ و ارتفاع آن با محاسبه سنگ پایه ۹۶/۳ متر می‎ باشد.

     

    نکته۳۲

    حرم مطهر مجموعه‎ ای است تقریباً مدور، که مرکز آن مضجع منور امام ابوالحسن الرضا علیه السلام قرار دارد. همچنین حرم مطهر که گنبد درخشان و طلایی برفراز آن قرار دارد، تقریباً در مرکز بناهای آستان مقدس واقع شده، و از نقطه نظر معماری و هنری بسیار بدیع و استوار، و زیبا و دل انگیز است.

     

    نکته۳۳

    سالانه در این حرم مطهر بیش از ۷۰۰ هزار مُهر نماز مورد استفاده و جایگزین مُهرهای شکسته و کثیف می‎ شود.

     

    نکته۳۴

    نام‎ های حرم مقدس امام رضا علیه السلام به ترتیب ذیل می‎ باشد:

    آستان ملائک پاسبان – ارض اقدس – بقعة مبارکه – حرم مطهر – روضة رضویه – روضة مقدسه – روضة منوره – عتبة عالیه – قبلة هفتم – کعبة آمال – مرقد ملکوتی – مرقد منور – مضجع شریف – معین الضعفاء.

     

    نکته ۳۵

    سقف حرم دارای دو پوشش است، پوشش اول: که از زیر مشهود است، به صورت مقعر و مقرنس بوده، ارتفاع آن از سطح حرم تا نقطه پایانی سقف ۸۰/۱۸ متر می‎ باشد، و پوشش دوم: همان لایه خارجی گنبد مطلی است.

     

    نکته ۳۶

    حرم مطهر تقریباً به شکل مربع بوده، و مساحت آن پس از توسعه‎ یی که پس از انقلاب اسلامی انجام شد، به ۱۳۹ متر مربع بالغ شده است، سطح حرم با سنگ مرمر مفروش گردیده، و تمام ازاره دور حرم با کاشی‎ های ممتاز و ظریف چینی مانند، با رنگ‎ های بسیار دلپذیر، مشهور به کاشی‎ های سنجری مزین شده است، بر روی این کاشی‎ ها آیات قرآن و احادیث معصومین علیهم السلام با خط رقاع و ثلث، همراه با نقش‎ های اسلیمی نوشته و تزئین یافته است.

     

    نکته ۳۷

    از طریق چهار صفه یا ممر حرم مطهر، با رواق‎ های اطراف اتصال یافته، و زائرین از طریق آنها حضور حضرت تشرف حاصل می‎ نمایند. پیش از این، در ضلع جنوبی حرم مطهر (پیش روی مبارک) ، دو محراب بسیار نفیس و ممتاز از جنس کاشی چینی نصب بوده، که پس از توسعه به لحاظ قدمت و نفاست، به موزه آستان قدس منتقل شده است.

     

    نکته ۳۸

    حرم مطهر در اوایل قرن ششم یعنی دوران سلطان سنجر سلجوقی، با کاشی‎ های بسیار نفیس تزیین یافته، و وجود تاریخ ۶۱۲ هجری قمری، که بیانگر دوران سلطنت سلطان محمد خوارزم‎ شاه می‎ باشد، گویای اقدامات و فعالیت‎ هایی است، که در این زمان، در زمینه توسعه و مرمت ابنیه حرم مطهر انجام یافته است.

     

    نکته ۳۹

    حرم پاک امام، اضافه بر جلال معنوی و جذبه روحانی، و زیبایی و شکوه معماری، مزین به برخی از نفایس و مآثر ارزشمند است، تعدادی از هدایای بزرگان و حکمرانان گذشته، در قاب‎ هایی تعبیه شده، در مکان‎ هایی از حرم مطهر، در برابر دید زائران قرار دارد. این جواهرات و نفایس که در هشت قاب چیده شده، شامل ۱۰۴ قلم اشیای مختلف است. قدیمی‎ ترین آنها سلیمانیه‎ هایی است، با دور نقره، مربوط به ۵۵۰ سال قبل، و دیگر شمشیری جواهر نشان و خنجر الماس نشان، و مروارید و تسبیح و انگشترهایی از الماس و برلیان درشت.

     

    نکته۴۰

    گنبد حرم از آجر ساخته شده، و سپس روی آن را با الواح مسی، که روکشی از طلا دارد پوشانده‎ اند، تذهیب این گنبد برای آخرین بار در سال ۱۰۱۰ تا ۱۰۱۶، در زمان شاه عباس صورت گرفته، و به طوری که از گفته‎ های محققان بر می‎ آید، رویه و سطح این گنبد پیش از آن کاشی‎ کاری بوده است.

     

    منبع:yjc.ir

    موضوعات: همه, شناخت اهل بیت  لینک ثابت



    [پنجشنبه 1393-07-03] [ 06:14:00 ب.ظ ]





      14 نمونه از فضائل و سيره امام رضا (ع)   ...

    ابوالحسن علی بن موسی الرضا (۱۴۸–۲۰۳ ه‍. ق.)، ملقب به «امام رضا (ع) » امام هشتم شیعیان دوازده امامی که وی را با عنوان امام رضا یاد می‌کنند. پدر او ابوالحسن موسی الکاظم‌الصابر (امام کاظم) هفتمین امام شیعیان و مادرش طبق روایات مختلف نام‌ها، کنیه‌ها و لقب‌های «ام‌البنین، نجمه، سکن و تکتم» را دارد. زادگاه علی بن موسی شهر مدینه بود و در توس درگذشت. شیعیان مأمون خلیفهٔ عباسی را که او را ولیعهد حکومت عباسیان کرده بود را مسئول وفاتش می‌دانند.

     

    مقبرهٔ وی در شهر مشهد قرار دارد و سالانه مورد بازدید میلیون‌ها مسلمان از سرتاسر جهان قرار می‌گیرد.

     

    علم غيب

    1- حسن بن على بن وشا از مسافر نقل مى‏ كند: با ابوالحسن الرّضا (ع) در «منى» بودم، يحيى بن خالد با گروهى از آل برمك از آنجا گذشتند. امام صلوات الله عليه فرمود: بيچاره‏ها نمى‏ دانند در اين سال چه بلايى به سرشان خواهد آمد، بعد فرمود: بدانيد عجيب ‏تر از اين آن است كه من با هارون مانند اين دو انگشت خواهم بود، آنگاه دو تا انگشت مبارك را در كنار هم گذاشت. مسافر گويد: والله من معنى اين كلام را نفهميدم مگر بعد از آنكه امام را در طوس در كنار قبر هارون دفن كرديم. (2)

     

     

     

    لقب رضا ازخدا است

    2- ابونصر بزنطى رضوان الله عليه گويد: به امام جواد صلوات الله عليه گفتم: قومى از مخالفان شما مى ‏گويند: پدرت صلوات الله عليه را مأمون، رضا لقب داد، كه به ولايت عهدى راضى شد. فرمود: به خدا قسم، دروغ گفته و گناهكار شده ‏اند. پدرم را خداى تعالى رضا لقب داده است زيرا كه به خداوندى خدا در آسمانش و به رسالت رسول الله و ائمه در زمينش راضى بود.

     

    گفتم: مگر همه پدرانت چنين نبودند؟ فرمود: آرى. گفتم: پس چرا فقط پدرت به اين لقب ملقب شدند؟ فرمود: چون مخالفان از دشمنانش مانند موافقان از دوستانش از وى راضى شدند و چنين چيزى براى پدرانش به وجود نيامد، لذا از ميان همه به رضا ملقب گرديد. (3)

    ناگفته نماند: مخالفان خواسته‏ اند با اين طريق منقصتى بر آن حضرت فراهم آوردند، ولى چنانكه ديديم اين لقب از جانب خدا بوده است، درست است كه همه امامان صادق، كاظم، رضا، جواد و هادى و… بودند ولى براى هر يك بمناسبتى لقب بخصوص تعيين گشته است .

     

    دعاى مستجاب

    3- آل برمك، مخصوصاً يحيى بن خالد بر مكى براى حفظ حكومت و مقام خويش هارون عباسى را وادار كردند تا موسى بن جعفر (ع) را شهيد كرد، بدين سبب امام رضا (ع) در مكه به آنها نفرين كردند، حكومت و مقامشان تار و مار گرديد.

    محمد بن فضيل گويد: ابوالحسن رضا (ع) را ديدم، در عرفات ايستاده و دعاى مى ‏كرد. بعد سرش را پايين انداخت، (گويى چيزى به قلب مباركش الهام شد) كه وى علت سر به زير انداختن را پرسيدند؟

     

    فرمود: به برامكه نفرين مى‏ كردم كه سبب قتل پدرم شدند. خداوند امروز دعاى مرا درباره آنها مستجاب كرد، امام از مكه برگشت، چيزى نگذشت كه در همان سال، هارون بر آنها خشم گرفت وتار و مارشان كرد.(1)

    جعفر برمكى شقه شد، پدرش يحيى به زندان رفت، بطورى متلاشى شدند كه مايه عبرت مردم گشتند.

     

     

     

    حضرت ابوالحسن رضا (ع) در«نياج»

    4- ابو حبيب نياجى (4) گويد: رسول خدا (ص) را در خواب ديدم كه به «نياج» آمد و در مسجدى كه حاجيان هر سال مى ‏آمدند نشستم.

    گويا محضر ايشان رفته و سلام كرده و مقابلش ايستادم، در پيش آن حضرت طبقى از برگ درختان خرماى مدينه بود و در آن خرماى صيحانى داشت. گويا رسول خدا مشتى از آن خرما را به من داد، شمردم هيجده تا بود، – پس از بيدارى – خوابم را چنين تأويل كرديم كه هيجده سال عمر خواهم كرد.

     

    بعد از بيست روز در زمينى بودم كه براى زراعت آماده مى‏ كردند، مردى پيش من آمد گفت: حضرت ابوالحسن رضا (ع) به «نياج» آمده و الان در مسجد نشسته ‏اند. در اين بين ديدم كه مردى به ديدار آن حضرت مى‏ روند، من هم به زيارت آن بزرگوار شتافتم، ديدم در محلى نشسته كه رسول خدا (ص) را در آنجا ديده بودم، زير آن حضرت حصيرى بود مانند حصيررى كه در زير جدش بود. و در پيش وى طبقى از برگ درخت خرما و در آن خرماى صيحانى قرار داشت.

     

    سلام كردم، جواب سلامم را داد و از من خواست نزدش بروم، مشتى از خرما به من داد كه شمردم هيجده تا بود، گفتم: يابن رسول الله (ص)! زياد بدهيد، فرمود: اگر رسول خدا (ص) زياد داده بود ما هم زياد مى‏ داديم «فقال لوزادكَ رسولُ اللّه لزدْناكَ» (5).

     

     

     

    فضايل امام رضا(ع)از زبان ابراهيم بن عباس

    5- ابراهيم بن عباس گويد: امام رضا (ع) نشد كه به كسى در سخن گفتن ظلم يا جفا كند، هر كه با او سخن مى‏ گفت، كلام او را قطع نمى‏ كرد و مجال مى‏ داد تا آخر سخنش را بگويد. اگر كسى حاجت پيش او مى ‏آورد در صورت امكان ابداً او را رد و مأيوس نمى‏ كرد. نديدم كه در پيش كسى پايش را دراز كند، و نديدم در پيش كسى تكيه كند. نديدم كه به كسى از غلامانش فحش بدهد، نديدم كه آب دهان را به زمين اندازد، و نديم كه با صدا و قهقهه بخندد بلكه فقط تبسم مى‏ كرد.

    چون سفره طعام را باز مى‏ كردند همه خدمتكاران و غلامانش را و حتى دربان را با خود در سر سفره مى‏ نشانيد. شبها كم مى ‏خوابيد، بيشتر بيدار مى‏ ماند، اكثر شبها از اول تا آخر احيا مى‏ كرد، بسيار روزه مى ‏گرفت، در هر ماه سه روز روزه از وى فوت نمى‏ شد. مى‏ گفت : اين روزه همه عمر است «ذلك صومُ الدّهر» .(6)

    در پنهانى بسيار احسان مى‏ كرد و صدقه مى ‏داد، اين كار را بيشتر در شبهاى ظلمانى انجام مى ‏داد، هر كه گويد: نظير او را در خوبى ديده ‏ام، باور نكنيد (7).

     

     

     

    مبارزه با اسراف

    6- روزى غلامانش ميوه ‏اى را خوردند ولى آن را تمام نخوردند و مقدارى مانده به دور انداختند، امام صلوات الله عليه بر آنها بر آشفت و فرمود: سبحان الله، اگر شما بى نياز هستيد ديگران بدان نيازمندند، بجاى انداختن، به مستمندان انفاق كنيد، «سبحان الله ان كنتم استغنيتم فان اُنا ساً لم يستغنوا اطعموه من يحتاج اليه»(8).

     

     

     

    علم غيب

    7- محمد بن سنان گويد: به آن حضرت عرض كردم: خودت را به امامت و پيشوايى مشهور كرده و در جاى پدرت نشستى حال آن كه از شمشير هارون خون مى ‏ريزد؟! فرمود: قول رسول خدا (ص) به من اين جرأت را داده است، آن حضرت فرمود: اگر ابوجهل مويى از سر من بركند، بدانيد كه من پيغمبر نيستم، و من مى‏ گويم: اگر هارون توانست مويى از سر من بگيرد بدانيد كه من امام نيستم. (9)

     

     

     

    فضيلت زيارت امام رضا(ع)

    8- رسول خدا (ص) فرمود: بزودى پاره‏ اى از بدن من در زمين خراسان دفن مى‏ شود، هيچ غمگينى او را زيارت نمى ‏كند، مگر آن كه خدا غمش را زايل مى‏ كند و هيچ گناهكارى او را زيارت نمى‏ك ند، مگر آن كه خدا گناهانش را مى ‏آمرزد.

    «قال رسول اللّه (ص) ستّد فَنُ بضعةٌ منى بخراسان مازارها مكروب الا نفس الله كربه و لا مذنب الا غفرالله ذنوبه» (10)

    زيارت ائمه عليهم السلام مانند توبه از مكفرات است و مصداق: «ان الحسنات يذهبن السيئات» (هود: 114) مى ‏باشد، رسول خدا (ص) اين كلام را در وقتى فرموده كه هنوز پدر و مادر امام هم به دنيا نيامده بودند.

     

    امام جواد صلوات الله عليه به داوود صرمى فرمود: «من زار ابى فله الجنة» .(11)

    هر كه قبر پدرم را زيارت كند اجرش بهشت است.

    و در روايت ديگرى فرمود: هر كس قبر پدرم را عارفاً بحقه زيارت كند ازطرف خدا بهشت او را ضمانت مى‏ كنم: «قال ابوجعفر محمد بن على الرضا (ع) ضمنت لمن زار قبر ابى (ع) بطوس عارفاً بحقه الجّنةَ على اللّه عزوجل» (12).

     

     

     

    سخنى گهربار

    9- ثامن الائمه صلوات الله عليه فرمود: مؤمن، مؤمن (واقعى) نمى‏ شود مگر آن كه در وى سه سنت (عادت و كار) باشد: سنتى از پروردگارش ،سنتى از پيامبرش و سنتى از امامش. اما خصلتش از پروردگار آن است كه اسرار مردم را مخفى بدارد و افشا نكند و اما خصلتش از پيامبر آن است كه با مردم مدارا كند، و امام خصلتش از امام آن است كه در ضررهاى بدنى و مالى صبر و استقامت داشته باشد.

    «قال الرضا (ع) لايكون المؤمن مؤمناً حتّى يكونَ فيه ثلاث خصالٍ: سنةٌ من ربه و سنة من نبيه و سنة من وليّه، فاما السّنةُ من ربه فكتمان السر و اما السنة من نبيه فمداراة الناس و اما السنة من وليّه فالصبر فى الباساء والضراء» تحف العقول: ص 442.

     

     

     

    احسان

    10- مردى به محضر حضرت رضا (ع) آمد و گفت: به اندازه مروت خويش به من احسان كن، فرمود: نمى‏ توانم (زيرا مروت امام خارج از حد بود). گفت: پس بقدر مروت من احسان كن، امام فرمود: آرى، بعد به غلامش فرمود: دويست دينار به او بده.

    امام در روز عرفه در خراسان همه مالش (شايد نقدينه باشد) را احسان كرد و به اهل نياز تقسيم فرمود. فضل بن سهل گفت: اين غرامت و اسراف است. فرمود: نه، بلكه غنيمت است، آنچه را كه در آن پاداش و كرامت هست، غرامت مشمار.(13)

     

     

     

    على بن موسى عالم آل محمد

    11- موسى بن جعفر صلوات الله عليه به پسرانش مى ‏فرمود: برادرتان على بن موسى عالم آل محمد است، از او از دينتان بپرسيد، آنچه مى‏ گويد حفظ كنيد، من ازپدرم امام صادق (ع) دفعات شنيدم مى‏ گفت: عالم آل محمد در صلب تو است اى كاش او را درك مى‏ كردم، او همنام اميرالمؤمنين على است. .(14)

    امام صادق صلوات الله عليه در 25 شوال 83 هجرى از دنيا رفت، امام رضا (ع) بعد از 16 روز در 11 ذوالقعده همان سال به دنيا آمد.

     

     

     

    تواضع

    12- مردى از اهل بلغ گويد: در سفر خراسان در خدمت امام رضا (ع) بودم .روزى طعام خواست، همه خدمتكاران از سياهان و ديگران را كنار سفره جمع كرد، گفتم: فدايت شوم ،بهتر آن است كه آنها در خوان ديگرى بخورند. فرمود: آرام باش پروردگار همه يكى است، مادرمان حوا و پدرمان آدم يكى است، مجازات بسته به اعمال است «فقال: مه ان الرّبّ تبارك و تعالى واحد، والام واحدة والاب واحد و الجزاء بالاعمال» (15).

     

     

     

    بنده نوازى

    13- امام صلوات الله عليه به غلامانش گفته بود: در وقت طعام خوردن اگر بالاى سرتان هم بايستم قبل از تمام كردن طعام برنخيزيد، ياسر گويد: گاهى بعضى از ما را صدا مى‏ كرد، مى‏ گفتند: مشغول طعام خوردنند، مى‏ فرمود: پس بگذاريد طعامشان را تمام كنند: «قال: ان قمت على رؤوسكم و انتم تاكلون فلاتقوموا حتى تفرغوا».(16)

     

     

     

    توحيد

    14- بزنطى عليه الرحمة نقل مى ‏كند: مردى از ماوراء نهر بلخ خدمت امام رضا (ع) آمد و گفت: از شما سؤالى مى ‏كنم اگر جواب داديد به امامتان معتقد خواهم بود، حضرت فرمود: از هر چه مى ‏خواهى بپرس.

    گفت: مرا از خدايت خبر بده، در كجا بوده و چطور بوده و بر چه چيز تكيه كرده بوده است؟ امام (ع) فرمود:«انّ اللّه اَيّنَ الأَينَ بلاأينٍ و كَيّفَ الكْيفَ بلا كيفٍ و كان اعتمادُه على قدرته» .

    يعنى خداوند به وجود آوردنده مكان است بى آنكه مكانى داشته باشد و به وجود آورنده كيفيت است بى آنكه كيفيتى داشته باشد و اعتمادش بر قدرتش بود، (خدا لامكان است، مكان از عوارض جسم است، خدا جسم نيست، كيفيت، مخلوق خداست، لازمه‏ اش محدود بودن است، خدا بى انتها است، خدا بر قدرت خود ايستاده، هستى را از جايى دريافت نكرده است).

     

    آن مرد چون اين جواب را شنيد برخاست، سر مبارك امام را بوسيد و گفت: «اشهد ان لا اله الا الله و ان محمداً رسول الله و ان عليا وصى رسول الله والقيّمُ بعده بما أَقام به رسول الله و انّكم الائمة الصادقون و انك الخلف بعدهم» (17)

    ظاهراً آن مرد از فلاسفه بوده و از جواب امام (ع) پى ‏به دانايى و امامت آن حضرت برده است.

     

     

     

    معجزه اى از امام رضا (ع) و مجسم شدن عكسها

    صدوق رحمة الله عليه در عيون اخبار الرضا (ع) نقل مى‏ كند: در عهد مأمون عباسى كه حضرت رضا (ع) وليعهد بود، باران قطع گرديد، مأمون از آن حضرت خواست درباره باران دعا كند، امام فرمود: روز دوشنبه چنين خواهم كرد، رسول خدا (ص) ديشب با اميرالمؤمنين به خواب من آمد و فرمود: روز دوشنبه به صحرا برو و از خدا باران بطلب كه خدا بر آنها باران خواهد فرستاد…

    امام به صحرا رفت و از خدا باران خواست، باران آمد و احتياج مردم رفع گرديد.

     

    امام جواد صلوات الله عليه فرمود: بعضى از بدخواهان پدرم، به مأمون گفتند: يا اميرالمؤمنين! به خدا پناه كه تو شرافت عميم و افتخار بزرگ خلافت را از خاندان بنى عباس به خاندان علويان منتقل كنى!! بر عليه خود و خانواده‏ات اقدام كردى. اين جادوگر و فرزند جادوگران را آوردى، و او را پس از آن كه گمنام بود ميان مردم شهرت دادى، آوازه‏ اش را بلند كردى.

     

    دنيا را با اين جادو كه در وقت دعايش باران آمد، پر كرد. مرا واهمه گرفت كه خلافت را ازخاندان عباسى خارج گرداند، حتى وحشت كردم كه با سحر خود نعمت شما را زايل نموده و بر مملكت تو شورش بر پا دارد، آيا كسى بر عليه خود چنين جنايتى كرده است؟!!

    مأمون گفت: اين مرد در پنهانى مردم را به سوى خويش دعوت مى‏ كرد، خواستيم او را وليعهد خود گردانيم تا مردم را به سوى ما دعوت نمايد و مردم بدانند كه اهل حكومت و خلافت (دنيا دوست) است و آنان كه به وى فريفته شده‏ اند بدانند كه در ادعاى خود از تقوا و فضيلت و زهد صادق نيست! خلافت مال ما است نه مال او، ولى ترسيديم كه اگر او را به حال خود رها كنيم، براى ما از جانب او وضعى پيش بيايد كه جلوگيرى نتوانيم كرد.

     

    واكنون كه كرده خود را كرديم و به خطاى خود پى برديم، مسامحه در كار وى ابداً روا نيست، ولى مى‏ خواهيم بتدريج او را در نزد رعيت چنان بنمايانيم كه بدانند لياقت حكومت ندارد، آنوقت ببينيم با چه راهى بلاى او را از سر خود مى‏ توانيم قطع نماييم.

    آن مرد گفت: يا اميرالمؤمنين! مجادله با او را به عهده من بگذاريد، تا خود و يارانش را مغلوب نمايم و احترام و عظمت او را پايين آورم، اگر هيبت تو در سينه‏ ام نبود او را سر جاى خودش مى‏ نشاندم. و بر مردم آشكار مى كردم كه از لياقت ولايت عهدى كه به او تفويض كرده ‏اى قاصر است.

     

    مأمون گفت: چيزى براى من محبوبتر از اين كار نيست كه به او اهانت و از قدرتش كاسته گردد، گفت: پس بزرگان مملكت، فرماندهان، قضات، و بهترين فقهاء را جمع نماييد، تا منقصت او را در پيش آنها روشن كنم، تا از مقامى كه او را در آن قرار داده‏ اى پايين آيد.

    مأمون نامبردگان را جمع كرد، و در صدر مجلس نشست و حضرت رضا (ع) را در مقام ولايت عهدى در طرف راست خود نشانيد، پس از رسميت جلسه، آن شخص كه از طرف مأمون مطمئن بود، شروع به سخن كرد و گفت: مردم از شما بسيار حكايات نقل مى‏ كنند. و در تعريف شما افراط كرده ‏اند، بطورى كه اگر خودتان بدانيد از آنها بيزارى مى‏ كنيد، اولين اينها آن است كه: شما خدا را درباره باران كه عادت باريدن دارد، دعا كرديد و باران آمد، مردم آن را به حساب معجزه ‏اى از شما گذاشتند و نتيجه گرفتند كه در دنيا نظير و مانندى ندارد.

     

    اين اميرالمؤمنين ادام الله ملكه و بقاءه است كه با كسى مقايسه نمى‏ شود مگر آن كه برتر آيد، شما را در محلى قرار داده كه مى‏ دانيد، اين پاسدارى از حق و انصاف نيست كه مجال دهيد دروغگويان بر عليه او و بر له شما بدروغ چيزهايى بگويند كه تكذيب مقام اميرالمؤمنين است!! و شما را از او بالاتر بدانند؟!!!

     

    امام صلوات الله عليه فرمود: بندگان خدا را مانع نمى ‏شوم ازاين كه نعمتهاى خدا را درباره من ياد و حكايت كنند، اما اين كه گفتى: صاحب تو (مأمون) مقام مرا برتر داشت، او مرا قرار نداد مگر در مقامى كه پادشاه مصر، يوسف صديق را در آن قرار داد، حال آن دو را نيز مى ‏دانى (يوسف پيامبر بود و او يك پادشاه مشرك).

     

    در اين وقت آن مرد بر آشفت و گفت: پسر موسى! از حد خود قدم فراتر گذاشتى، كه خداوند بارانى را در وقت معين خود نازل كرد و تو آن را وسيله بلندى مقام خود قراردادى، كه به مقام حمله به ديگران بر آيى؟ گويا معجزه ابراهيم خليل را آورده‏ اى كه سرهاى پرندگان را در دست گرفت و اعضاء آنها را در كوهها پراكنده نمود و به وقت خواندن، آمدند و بر سرهاى خود چسبيدند و شروع به پرواز كردند؟!!!

     

    اگر راستگويى اين دو عكس شير را كه در مسند خليفه هستند زنده كن و بر من مسلط گردان، در اين صورت معجزه ‏اى براى تو خواهد بود، اما باران كه با دعاى تو آمد، تو از ديگران در اين كار برتر نيستى. امام صلوات الله عليه از جسارت آن خبيث برآشفت و به دو عكس شير فرياد كشيد: اين فاجر را بگيريد، پاره كنيد، از او عينى و اثرى نگذاريد. در دم آن دو عكس به دو شير ژيان مبدل شدند، و آن خبيث را گرفته و خرد كردند و خوردند و خونش را كه ريخته بود ليسيدند، مردم با حيرت به اين منظره نگاه مى‏ كردند. آنگاه آن دو شير محضر حضرت آمده و گفتند: يا ولى الله فى ارضه! ديگر چه فرمانى دارى، مى ‏خواهى مأمون را نيز مانند او به سزايش برسانيم.

     

    مأمون از شنيدن اين سخن بي هوش گرديد، امام فرمود: در جاى خويش بايستيد. بعد فرمود: بر صورت مأمون گلاب پاشيدند، به حال آمد، شيران عرض كردند: مى‏ فرماييد او را به رفيقش ملحق سازيم؟ فرمود: نه، خداوند عز و جل را تدبيرى است كه به سر خواهد برد(اجازه نداده از ولايت تكوينى هر استفاده‏ اى را بكنيم).

    گفتند: پس فرمانت چيست؟ فرمود: برگرديد به حالت اولى خود، آن دو شير در دم مبدل به عكس شده و در روى مسند قرار گرفتند.

     

    مأمون گفت: خدا را حمد مى‏ كنم كه مرا از شر حميدبن مهران خلاص كرد (آن مرد خبيث)، بعد گفت: يابن رسول الله! خلافت مال جد شما بود، سپس از آن شماست اگر مى ‏خواهى آن را به شما تحويل بدهم، امام فرمود: اگر خلافت را مى‏ خوستم در عدم قبول آن با تو منازعه نمى‏ك ردم و از تو آن را نمى‏ خواستم، زيرا خداوند از اطاعت مخلوقش به من عطا فرموده مانند آن را كه با چشم ديدى كه چگونه آن دو تصوير به شير مبدل شدند.

     

    ولى جهال بنى آدم از من طاعت ندارند، آنها هر چند در اين كار زيانكار شده اند ولى خدا را در تدبير آنها مشيتى است، مرا امرفرموده بر تو اعتراضى نكنم و كارى را كه كردم بر تو ننمايم، چنان كه به يوسف (ع) نيز درباره پادشاه مصر چنان فرمان داده بود…

    نگارنده گويد: در اين كار ابداً شگفتى نيست، آن مانند مبدل شدن عصاى موسى به اژدهاست. امام (ع) ولايت تكوينى داشت و خدا او را چنين قدرتى داده بود، چنان كه عيسى (ع) نيز نظير آن را انجام داد. در بعضى نقلها ديده ‏ام كه مأمون به آن حضرت گفت: دعا كنيد كه آن مرد زنده شود، فرمود: اگر عصاى موسى جادوها را پس مى ‏داد، اينها نيز آن مرد را پس مى‏ دادند.

     

     

    ————————————–

    پى نوشتها:

    1- عيون اخبارالرضا: ج 2 ص 225 باب 50.

    2- عيون اخبارالرضا: ج 2 ص 225 باب 50.

    3- علل الشرايع: ج 2 ص 237 باب 172.

    4- نياج بر وزن كتاب روستايى است در باديه.

    5- عيون اخبارالرضا: ج 2 ص 210 باب 47، بحار ج 49 ص 35.

    6- چون بحكم «من جاء بالحسنه فله عشر امثالها» هر يك روز در جاى ده روز است .

    7- عيون اخبار الرضا: ج 2 ص 184، بحار ج 49 ص 91.

    8- انوار البهيه ص 107.

    9- انوار البهيه ص 107.

    10- وسائل الشيعه: ج 10 ص 433 و 435.

    11- وسائل الشيعه: ج 10 ص 433 و 435.

    12- وسائل الشيعه: ج 10 ص 433 و 435.

    13- بحارالانوار /101/ 100/ 49.

    14- بحارالانوار /101/ 100/ 49.

    15- بحارالانوار /101/ 100/ 49.

    16- فروع كافى: ج 6 ص 298.

    17- اصول كافى: ج 1 ص 88 باب الكون و المكان.

    منبع :

    (خاندان وحى، ص 570 – 604)

    aviny.com

    موضوعات: شناخت اهل بیت  لینک ثابت



     [ 06:07:00 ب.ظ ]





      با حروف ابجد بیشتر آشنا شوید   ...

    آشنایی با حروف ابجد

    اذکار٬ تکرار اسماء الله است وسه حساب دارد(کبیر٬ متوسط ٬ صغیر) واثرات آنها هم به همان نسبت کبیر٬ متوسط و صغیر است.

    در تمام اذکار٬ ابجد کبیر به کار می رود و اصولا همه چیز بر روی اعداد است و اعداد هم طبیعتهای مختلف دارند مانند: آبی٬ آتشی٬ بادی٬ خاکی

     

    علم اعداد:

    علم اعداد از جمله علوم اسرار و معارف غریبه ی بشری است که منشاء آثار خارق عادت و مبدأ فعالیت روح انسان و مصدر بروز استعداد فطری اوست.این علم را انبیای عظام و حکمای بزرگ تاسیس کرده اند. برحسب اسراری که خداوند متعال در اعداد قرار داده است٬ این علم مبدأ آثار شگفت آور می باشد و اطلاع بر آن بابی از قدرت روحی بر انسان می گشاید.

     

    از فرمایشات حضرت رسول(ص): حروف ابجد وتفسیر آن را یاد بگیرید

    حروف ابجد(کبیر):

    الف =۱، ب = ۲،ج =۳، د =۴،ه =۵، و =۶،ز=۷، ح = ۸، ط =۹، ی =۱۰، ک =۲۰، ل =۳۰، م =۴۰، ن =۵۰، س =۶۰، ع =۷۰، ف =۸۰، ص =۹۰، ق =۱۰۰، ر=۲۰۰، ش =۳۰۰، ت =۴۰۰، ث =۵۰۰، خ =۶۰۰، ذ =۷۰۰، ض =۸۰۰، ظ =۹۰۰، غ =۱۰۰۰

     

    مراتب اوراد و اذکار:

    اوراد و اذکار دارای مراتب کبیره٬ متوسط و صغیره هستند:

    ۱) مراتب کبیره را به تعداد ابجد کبیر حساب می کنند(حروف تشدیددار را یک حرف به حساب می آورند به استثناء کلمه جلاله الله)٬ مثلا مرتبه ی کبیره الله(۶۶) و صمد(۱۳۴) است.

    ا =۱ ٬ ل =۳۰ ٬ ل =۳۰ ٬ ه =۵ جمع=۶۶

    ص=۹۰ ٬ م = ۴۰ ٬ د =۴ جمع=۱۳۴

     

    2) مراتب متوسطه: اعشار مراتب را می گیرند و باقیمانده را به آن اضافه می کنند

    مثلا مرتبه متوسطه ی صمد می شود: ۱۷ = ۴+۱۳

     

    مراتب صغیره: جمع ارقام مطلقه است. مثلا صمد ۷ = ۴+۳+۱

     

    برای حضور قلب می توانیم مراتب صغیره یا متوسطه یا کبیره را مورد استفاده قرار دهیم که همان مرحله عبادت است. حال اگر در مرتبه اطاعت باشد٬ چه حضور قلب داشته باشیم یا نه باید ذکر را گفت٬ حتی اگر مریض هم باشیم.

     

     

    منبع:aftabir.com

     

    موضوعات: همه, اطلاعات عمومی  لینک ثابت



     [ 06:05:00 ب.ظ ]





      برایت آرزو دارم   ...

    دعایت می کنم، عاشق شوی روزی

    بفهمی زندگی بی عشق نازیباست

    دعایت می کنم با این نگاه خسته، گاهی مهربان باشی

    به لبخندی تبسم را به لب های عزیزی هدیه فرمایی

    بیابی کهکشانی را درون آسمان تیره شب ها

    بخوانی نغمه ای با مهر

    دعایت می کنم، در آسمان سینه ات

    خورشید مهری رخ بتاباند

    دعایت می کنم، روزی زلال قطره اشکی

    بیاید راه چشمت را

    سلامی از لبان بسته ات، جاری شود با مهر

    دعایت می کنم، یک شب تو راه خانه خود گم کنی

    با دل بکوبی کوبه مهمانسرای خالق خود را

    دعایت می کنم، روزی بفهمی با خدا

    تنها به قدر یک رگ گردن، و حتی کمتر از آن فاصله داری

    و هنگامی که ابری، آسمان را با زمین پیوند خواهد داد

    مپوشانی تنت را از نوازش های بارانی

    دعایت می کنم، روزی بفهمی

    گرچه دوری از خدا، اما خدایت با تو نزدیک است

    دعایت می کنم، روزی دلت بی کینه باشد، بی حسد

    با عشق، بدانی جای او در سینه های پاک ما پیداست

    شبانگاهی، تو هم با عشق با نجوا

    بخوانی خالق خود را

    اذان صبحگاهی، سینه ات را پر کند از نور

    ببوسی سجده گاه خالق خود را

    دعایت می کنم، روزی خودت را گم کنی

    پیدا شوی در او

    دو دست خالیت را پرکنی از حاجت و

    با او بگویی:

    بی تو این معنای بودن، سخت بی معناست

    دعایت می کنم، روزی

    نسیمی خوشه اندیشه ات را

    گرد و خاک غم بروباند

    کلام گرم محبوبی

    تو را عاشق کند بر نور

    دعایت می کنم، وقتی به دریا می رسی

    با موج های آبی دریا به رقص آیی

    و از جنگل، تو درس سبزی و رویش بیاموزی

    بسان قاصدک ها، با پیامی نور امیدی بتابانی

    لباس مهربانی بر تن عریان مسکینی بپوشانی

    به کام پرعطش، یک جرعه آبی بنوشانی

    دعایت می کنم، روزی بفهمی

    در میان هستی بی انتها باید تو می بودی

    بیابی جای خود را در میان نقشه دنیا

    برایت آرزو دارم

    که یک شب، یک نفر با عشق در گوش تو

    اسم رمز بگذشتن ز شب، دیدار فردا را به یاد آرد

    دعایت می کنم، عاشق شوی روزی

    بگیرد آن زبانت

    دست و پایت گم شود

    رخساره ات گلگون شود

    آهسته زیر لب بگویی، آمدم

    به هنگام سلام گرم محبوبت

    و هنگامی که می پرسد ز تو، نام و نشانت را

    ندانی کیستی

    معشوق عاشق؟

    عاشق معشوق؟

    آری، بگویی هیچ کس

    دعایت می کنم، روزی بفهمی ای مسافر، رفتنی هستی

    ببندی کوله بارت را

    تو را در لحظه های روشن با او

    دعایت می کنم ای مهربان همراه

    تو هم ای خوب من

    گاهی دعایم کن

     

     

    موضوعات: شعر  لینک ثابت



     [ 05:59:00 ب.ظ ]





      قران از چه کسانی طرفداری میکند ؟؟   ...

    قرآن طرفدار آزادی اندیشه است. امر به اندیشه و تفکر و برشمردن آن به عنوان ویژگی انسان های عالی رتبه، نشان دهنده آزادی انسان در اندیشه است، چرا که بدون آزادی اندیشه، اندیشه معنا پیدا نمی کند.

     

    قرآن کریم به صراحت اکراه بر پذیرش دین و اجبار نسبت به عقاید حقّه را مردود دانسته و حوزه عقیدتی را حوزه‌ای شمرده که باید همراه با آزادی عمل و انتخاب آگاهانه صورت پذیرد؛ و ایمانی را که از روی اختیار و پذیرش قلبی تحقق نیافته باشد، نکوهش می‌کند و برخی از مصادیق آن را بر «نفاق» تطبیق می‌دهد.

     

    قرآن کریم، گشودن بند و زنجیرها را از دست و پای مردم و آزاد کردن آنان را یکی از بهترین نعمت ها و ره آورد رسالت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم می داند: «وَیَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلاَلَ الَّتِی كَانَتْ عَلَیْهِمْ» (سوره اعراف، آیه 157).

     

    بدترین زنجیرها، زنجیر جهل و نادانی است که انسان گرفتار به آنها، نمی تواند حقایق را بشناسد.

    آزادی اندیشه، در قالب امر به تفکر، تعقل، تدبر، و مانند آن، در بیش از سیصد آیه از آیات قرآن کریم مطرح شده است و مهم تر آنکه ذات اقدس الهی، نزول قرآن را، برای هدف تعقل و تدبر معرفی می نماید: «إِنَّا أَنزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِیًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ» (سوره یوسف، آیه 2)؛ ما کتاب خود را به صورت قرآن عربی نازل کردیم تا شاید شما تعقل کنید.

     

    «كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَیْكَ مُبَارَكٌ لِّیَدَّبَّرُوا آیَاتِهِ وَلِیَتَذَكَّرَ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ» (سوره ص، آیه 29)؛ قرآن کتاب مبارکی است که به سوی تو نازل نمودیم تا در آیاتش تدبر کنند و تا صاحبان عقل ها متذکر شوند.

     

    در آیه دیگر، بی تدبران را چنین توبیخ می فرماید: «أَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا» (سوره محمد، آیه 24)؛ چرا برخی در قرآن تدبر نمی کنند؛ مگر بر آن دل ها قفل زده شده است؟

     

    پس می بینیم که در برخی از آیات قرآن کریم، خداوند متعال امر به تفکر، تدبر و اندیشه کرده است و یا فرمانی داده که اجرای آن منوط به فکر و اندیشه می باشد. همچنین در آیات زیادی اندیشه و تعقل را ویژگی مۆمنان راستین و انسان های حقیقت طلب می داند.

     

    امر به اندیشه و تفکر و برشمردن آن به عنوان ویژگی انسان های عالی رتبه، نشان دهنده آزادی انسان در اندیشه است، چرا که بدون آزادی اندیشه، اندیشه معنا پیدا نمی کند.

     

    ما در سه حوزه این بحث را بررسی می کنیم:

    الف) تفکر درباره قرآن

    «أَفَلاَ یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَیْرِ اللّهِ لَوَجَدُواْ فِیهِ اخْتِلاَفًا كَثِیرًا»؛ (سوره نساء، آیه 82)

    «آیا در [معانى‏] قرآن نمى‏اندیشند؟ اگر از جانب غیر خدا بود قطعاً در آن اختلاف بسیارى مى‏یافتند.»

    «لَوْ أَنزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَّرَأَیْتَهُ خَاشِعًا مُّتَصَدِّعًا مِّنْ خَشْیَةِ اللَّهِ وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَفَكَّرُونَ»؛ (سوره حشر، 21)

     

    «درباره شراب و قمار از تو سۆال می كنند، بگو: در آنها گناه و زیان بزرگی است؛ و منافعی برای مردم در بر دارد؛ [ولی] گناه آنها از نفعشان بیشتر است. و از تو می پرسند چه چیز انفاق كنند؟ بگو: از مازاد نیازمندی خود. اینچنین خداوند آیات را برای شما روشن می سازد، شاید اندیشه كنید»

     

    « اگر این قرآن را بر كوهى فرو مى‏فرستادیم، یقیناً آن [كوه‏] را از بیم خدا فروتن [و] از هم پاشیده مى‏دیدى. و این مَثَلها را براى مردم مى‏زنیم، باشد كه آنان بیندیشند.»

     

    ب) اندیشه در آفرینش انسان و جهان

    «إِنَّ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلاَفِ اللَّیْلِ وَالنَّهَارِ لآیَاتٍ لِّأُوْلِی الألْبَابِ* الَّذِینَ یَذْكُرُونَ اللّهَ قِیَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىَ جُنُوبِهِمْ وَیَتَفَكَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذا بَاطِلاً سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ»؛ (آل عمران، آیات 190-191)

     

    «مسلماً در آفرینش آسمانها و زمین، و در پى یكدیگر آمدن شب و روز، براى خردمندان نشانه‏هایى [قانع كننده‏] است.

    همانان كه خدا را [در همه احوال‏] ایستاده و نشسته، و به پهلو آرمیده یاد مى‏كنند، و در آفرینش آسمانها و زمین مى‏اندیشند [كه:] پروردگارا، اینها را بیهوده نیافریده‏اى منزهى تو! پس ما را از عذابِ آتش دوزخ در امان بدار.»

     

    «أَوَلَمْ یَنظُرُواْ فِی مَلَكُوتِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا خَلَقَ اللّهُ مِن شَیْءٍ»؛ (سوره اعراف، آیه 185)

    «آیا در ملكوت آسمانها و زمین و هر چیزى كه خدا آفریده است ننگریسته‏اند.»

     

    «أَوَلَمْ یَتَفَكَّرُوا فِی أَنفُسِهِمْ مَا خَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَأَجَلٍ مُّسَمًّى وَإِنَّ كَثِیرًا مِّنَ النَّاسِ بِلِقَاء رَبِّهِمْ لَكَافِرُونَ»؛ (سوره روم، آیه 8)

     

    «آیا در خودشان به تفكّر نپرداخته‏اند؟ خداوند آسمانها و زمین و آنچه را كه میان آن دو است، جز به حق و تا هنگامى معیّن، نیافریده است، و [با این همه‏] بسیارى از مردم لقاى پروردگارشان را سخت منكرند.»

     

    «وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْكُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِی ذَلِكَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَكَّرُونَ»؛ (همان، 21)

     

    «و از نشانه‏هاى او اینكه از [نوع‏] خودتان همسرانى براى شما آفرید تا بدانها آرام گیرید، و میانتان دوستى و رحمت نهاد. آرى، در این [نعمت‏] براى مردمى كه مى‏اندیشند قطعاً نشانه‏هایى است.»

     

    «وَهُوَ الَّذِی مَدَّ الأَرْضَ وَجَعَلَ فِیهَا رَوَاسِیَ وَأَنْهَارًا وَمِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ جَعَلَ فِیهَا زَوْجَیْنِ اثْنَیْنِ یُغْشِی اللَّیْلَ النَّهَارَ إِنَّ فِی ذَلِكَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَكَّرُونَ»؛ (سوره رعد، آیه 3)

     

    «و اوست كسى كه زمین را گسترانید و در آن، كوه‏ها و رودها نهاد، و از هرگونه میوه‏اى در آن، جُفت جُفت قرار داد. روز را به شب مى‏پوشاند. قطعاً در این [امور] براى مردمى كه تفكر مى‏كنند نشانه‏هایى وجود دارد.»

     

    «إِنَّمَا مَثَلُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا كَمَاء أَنزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاء فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الأَرْضِ مِمَّا یَأْكُلُ النَّاسُ وَالأَنْعَامُ حَتَّىَ إِذَا أَخَذَتِ الأَرْضُ زُخْرُفَهَا وَازَّیَّنَتْ وَظَنَّ أَهْلُهَا أَنَّهُمْ قَادِرُونَ عَلَیْهَآ أَتَاهَا أَمْرُنَا لَیْلاً أَوْ نَهَارًا فَجَعَلْنَاهَا حَصِیدًا كَأَن لَّمْ تَغْنَ بِالأَمْسِ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الآیَاتِ لِقَوْمٍ یَتَفَكَّرُونَ»؛ (یونس، 24)

     

    «در حقیقت، مَثَلِ زندگى دنیا بسان آبى است كه آن را از آسمان فرو ریختیم، پس گیاه زمین- از آنچه مردم و دامها مى‏خورند- با آن درآمیخت، تا آن گاه كه زمین پیرایه خود را برگرفت و آراسته گردید و اهل آن پنداشتند كه آنان بر آن قدرت دارند، شبى یا روزى فرمان [ویرانى‏] ما آمد و آن را چنان درویده كردیم كه گویى دیروز وجود نداشته است. این گونه نشانه‏ها [ى خود] را براى مردمى كه اندیشه مى‏كنند به روشنى بیان مى‏كنیم.»

     

     

    در برخی از آیات قرآن کریم، خداوند متعال امر به تفکر، تدبر و اندیشه کرده است و یا فرمانی داده که اجرای آن منوط به فکر و اندیشه می باشد. همچنین در آیات زیادی اندیشه و تعقل را ویژگی مۆمنان راستین و انسانهای حقیقت طلب می داند.

     

    « وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِی مِنَ الْجِبَالِ بُیُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا یَعْرِشُونَ* ثُمَّ كُلِی مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ فَاسْلُكِی سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلاً یَخْرُجُ مِن بُطُونِهَا شَرَابٌ مُّخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِیهِ شِفَاء لِلنَّاسِ إِنَّ فِی ذَلِكَ لآیَةً لِّقَوْمٍ یَتَفَكَّرُونَ »؛ (سوره نحل، آیه 68-69)

     

    «و پروردگار تو به زنبور عسل وحى [الهام غریزى‏] كرد كه از پاره‏اى كوه‏ها و از برخى درختان و از آنچه داربست [و چفته‏سازى‏] مى‏كنند، خانه‏هایى براى خود درست كن، سپس از همه میوه‏ها بخور، و راههاى پروردگارت را فرمانبردارانه، بپوى. [آن گاه‏] از درون [شكم‏] آن، شهدى كه به رنگهاى گوناگون است بیرون مى‏آید. در آن، براى مردم درمانى است. راستى در این [زندگى زنبوران‏] براى مردمى كه تفكر مى‏كنند نشانه [قدرت الهى‏] است.»

     

    ج) تفکر در نفع و ضرر

    «یَسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ قُلْ فِیهِمَا إِثْمٌ كَبِیرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَآ أَكْبَرُ مِن نَّفْعِهِمَا وَیَسْأَلُونَكَ مَاذَا یُنفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ كَذَلِكَ یُبیِّنُ اللّهُ لَكُمُ الآیَاتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ»؛ (سوره بقره، آیه 219)

     

    «از تو درباره شراب و قمار مى‏پرسند، بگو: در ارتكاب آن دو گناهى است بزرگ و سودهایى (مادى) براى مردم، و گناه آنها بزرگتر از سودشان است. و از تو مى‏پرسند كه چه چیز انفاق كنند؟ بگو: آنچه میسور است. اینگونه خداوند براى شما آیات خود را روشن مى‏كند، شاید بیندیشید.»

     

     

     

    منبع: تبیان

    موضوعات: همه, نکته های ناب قرانی  لینک ثابت



     [ 05:52:00 ب.ظ ]





      دختر شهیدی که با مو های تراشیده در شهر چرخانده شد   ...

    لیلا فاتحی‌کرجو خواهر شهیده می‌گوید: ناهید 15 ساله بود که خواستگار داشت. خواستگار او شغل، درآمد و وضعیت خوبی داشت و اصرار زیادی به این ازدواج داشت. ناهید هم راضی نبود. فاصله سنی زیادی با آن مرد داشت و می‌گفت «من هنوز به سن ازدواج نرسیده‌ام». مراسم نامزدی مختصری برگزار شد. کم کم متوجه شدیم داماد با ما سنخیتی ندارد.

     

    تاریخ تکرار می‌شود؛ روزگاری می‌رفت که زمین و آسمان از جهالت خسته شود؛ پیامبر اکرم(ص) ظهور کرد و بت‌ها را بیرون راند و از دل‌های غبارگرفته زدود. تمام غبارها را از دل‌ سمیه همسر یاسر و مادر عمار ربود و همین زدودن‌ غبار دل‌ها، ابوجهل‌ها را بر آن داشت تا سمیه را زیر بار سنگین شکنجه‌ها قرار دهد تا به اسلام توهین کند؛ او زیر بار شکنجه‌ها به شهادت رسید به جرم گرویدنش به دین مبین اسلام و ایمان آوردن به پیامبر اکرم(ص).

     

    بیش از 1400 سال بعد، سمیه دیگری پرچم دفاع از اسلام را بلند کرد؛‌ آن هم در خطه کردستان که هنوز هم نام و یادش در ذهن مردمان سرزمین‌اش جاودانه و زنده است.

     

    جام نیوز، نام سمیه شهید ایران «ناهید فاتحی‌کرجو» است، پدرش پرسنل ژاندارمری بود و مادرش خانه‌دار. او از کودکی هم قلب مهربانی داشت، اغلب لباس‌ها و وسایلش را به دیگران هدیه می‌کرد. از دوره نوجوانی با گروه‌های مبارز مسلمان همکاری نزدیک داشت و دیگر همسالانش را نسبت به ظلم و ستم رژیم پهلوی آگاه می‌کرد. بعد از درخشیدن نوری از قلب زمین، این نوجوان 13 ساله، از یاران روح‌الله شد.

     

    * جلوی تلویزیون ایستاد و با امام درد دل کرد

    «محمود فاتحی کرجو» پدر شهیده می‌گوید: ناهید، مذهبی و نترس بود. در جلسات قرآن و جلسات مبارزه با رژیم شاه شرکت می‌کرد و درباره جلساتی که شرکت کرده بود، با دیگران صحبت می‌کرد. در راهپیمایی‌های انقلاب حضور داشت و با دیدن عکس و پوستر شهدا منقلب می‌شد.

     

    به امام خمینی(ره) علاقه زیادی داشت. روز 12 بهمن که برای نخستین بار، امام(ره) را در تلویزیون دید، با صدای بلند مرا صدا کرد و گفت «بابا این آقای خمینی است». دستش را روی صفحه تلویزیون کشید و گفت «خیلی دوست دارم از نزدیک با او صحبت کنم» و جلوی تلویزیون ایستاد و شروع کرد به درد دل کردن با امام.

     

    * جستجوی مادر برای پیدا کردن ناهید و نامه‌ های تهدید‌ آمیز کومله

    لیلا فاتحی‌کرجو می‌گوید: مادرم، با کرایه‌ قاطر یا با پای پیاده، روستاهای اطراف را گشت، اما او را پیدا نکرد. پس از ربوده شدن ناهید، مرتب نامه‌های تهدید کننده به خانه ما می‌انداختند، زنگ خانه را می‌زدند و فرار می‌کردند.

     

    در آن نامه‌ها، خانواده‌ را تهدید کرده بودند که اگر با نیروهای سپاه و پیشمرگان کرد همکاری کنید، بقیه فرزندان‌تان را می‌دزدیم یا اینکه می‌نوشتند شبانه به خانه‌تان حمله می‌کنیم و فرزندان را جلوی چشم مادرشان خواهیم کشت. زمان سختی بود. بچه‌ها سن زیادی نداشتند. مادرم هم باردار بود. اضطراب و نگرانی در خانه حاکم بود. مادرم همه جا را می‌گشت تا خبری از ناهید بگیرد.

     

    سیده زینب مادر شهیده «ناهید فاتحی‌کرجو» در زمستان سخت و سرد کردستان به همه جا سر می‌کشید، گاهی بعضی از فرصت طلبان از او مبالغ زیادی پول می‌گرفتند تا آدرس یا خبری از ناهید به او بدهند و آدرس قلابی می‌دادند. خیلی او و خانواده‌اش را اذیت می‌کردند. او تمام شهرهای کردستان را به دنبال ناهید گشت، اما اثری از او پیدا نکرد

     

    سقز، بوکان، دیواندره، مریوان، آبادی‌های اطراف شهرهای مختلف، … هر کجا که می‌گفتند کومله مقر دارد، می‌رفت. نیروهای پاسدار هم از اسارت ناهید خبر داشتند و آنها هم به دنبال ناهید و دیگر اسرا می‌گشتند.

     

    * کومله‌ ها موهای سر ناهید را تراشیده و او را در روستا می‌ گردانند

    شهلا فاتحی کرجو خواهر شهیده اضافه می‌کند: خبر به ما رسید که کومله‌ ها، موهای سر ناهید را تراشیده و او را در روستا می‌ گردانند. شرط رهایی ناهید را توهین به حضرت امام(ره) قرار داده بودند اما ناهید استقامت کرده و در برابر این خواسته آنها، شهادت را بر زنده بودن و زندگی با ذلت ترجیح داده بود.

     

    مردم روستا، در آن شرایط سخت که جرأت دم زدن نداشتند، به وضعیت شکنجه وحشیانه‌ این دختر اعتراض کرده بودند. بعد از مدتی به آنها گفته شد، او را آزاد کرده‌ اند.

     

    * و اما زنده به گور کردن سمیه کردستان توسط ضد انقلاب

    ناهید فقط  16سال داشت؛ او را به شدت شکنجه کرده بودند. موهای سرش را تراشیده بودند. هیچ ناخنی در دست و پا نداشت. جای جای سرش کبود و شکسته بود. پس از شکنجه‌های بسیار او را در آذر ماه 1361 زنده به گور کردند و پیکر مطهر این شهیده به تهران منتقل و سپس در گلزار شهدای بهشت زهرا(س) به خاک سپرده شد.

     

    * ناهید، خیلی زیبا دعا و قرآن می‌ خواند

    مریم فاتحی کرجو خواهر این شهیده ادامه می‌دهد: ناهید به قرآن علاقه زیادی داشت. در ماه مبارک رمضان حتماً در کلاس قرآن شرکت می‌کرد و قرآن را ختم می‌کرد. خیلی زیبا دعا و قرآن می‌خواند. دعاهای ائمه را با حزن خاصی می‌خواند و ما از خواندن او لذت می‌بردیم.

     

    * ایستادگی سمیه کردستان در مقابل ساواک

    یکی از دوستان شهید «ناهید فاتحی‌کرجو» بیان می‌دارد: سال 1357، تظاهرات زیادی در سنندج برگزار می‌شد. یک روز، در خانه مشغول کار بودم که متوجه سر و صدای زیادی شدم. از خانه بیرون رفتم. ناهید و مادرش در خیابان بودند و همسایه‌ها دور و بر آنها جمع شده بودند.

     

    خیلی ترسیدم. سر و صورت ناهید زخمی و کبود شده بود و با فریاد از جنایات رژیم پهلوی و درنده خویی‌های ساواک می‌گفت. گویا در تظاهرات او را شناسایی کرده و کتک زده بودند و قصد دستگیری او را داشتند.

    آن قدر با باتوم و شلاق به او زده بودند که پشتش سیاه و کبود شده بود. درد زیادی داشت که نمی‌توانست بایستد.

     

    * نفوذ یک کومله در زندگی سمیه کردستان

    لیلا فاتحی‌کرجو خواهر شهیده می‌گوید: ناهید 15 ساله بود که خواستگار داشت. خواستگار او شغل، درآمد و وضعیت خوبی داشت و اصرار زیادی به این ازدواج داشت. ناهید هم راضی نبود. فاصله سنی زیادی با آن مرد داشت و می‌گفت «من هنوز به سن ازدواج نرسیده‌ام». مراسم نامزدی مختصری برگزار شد. کم کم متوجه شدیم داماد با ما سنخیتی ندارد.

     

    بعضی وقت‌ها رفتار مشکوکی از خود نشان می‌داد. چندی بعد او را به خاطر فعالیت‌های ضدانقلابی‌اش و در حین ارتکاب جرم دستگیر کردند. ما آن وقت بود که فهمیدیم از اعضای کومله بوده است و بعد از محاکمه اعدام شد. ناهید اصلاً او را دوست نداشت و نمی‌خواست چیزی از او بداند. ناهید را برای بازجویی هم برده بودند. اما چون چیزی نمی‌دانست بعد از مدتی او را آزاد کردند.

     

    بعد از قضیه نامزدی‌اش، تمام فکر و ذهنش مطالعه و خواندن قرآن بود. اما خیلی به او فشار آمده بود. تحمل حرف مردم را نداشت. او هم تودار بود. حرف و کنایه‌های مردم را می‌شنید و تو دلش می‌ریخت و دم نمی‌زد. در واقع فشار مضاعفی را تحمل می‌کرد. از یک طرف مردم می‌گفتند «او جاسوس کومله است چون نامزدش کومله بوده»، از طرف دیگر می‌گفتند «او جاسوس سپاه است و نامزدش را لو داده است». بعد از اعدام نامزدش و سختی‌هایی که متحمل شده بود، معمولا هر جا می‌رفت، من همراه او بودم.

     

     

    * زمستانی که کومله ناهید را به اسارت گرفت

    لیلا فاتحی‌ کرجو ادامه می‌دهد: روز دوشنبه بود؛ در روزهای سرد دی‌ ماه 1360 ناهید بیمار شد به طوری که باید دکتر می‌رفت. من در حال شستن رخت بودم. قرار شد او برود و من بعد از تمام شدن کارم، پیش او بروم. درمانگاه در میدان آزادی سنندج بود. نیم ساعت بعد کارم تمام شد و به سمت درمانگاه رفتم.

     

    مطب تعطیل شده بود. دور و برم را گشتم. خبری از ناهید نبود. به خانه برگشتم. مادرم مطمئن بود که اتفاقی نیفتاده است. با اطمینان از پاکدامنی دخترش می‌گفت «حتماً کاری داشته است، رفته دنبال کارش، هر کجا باشد برمی‌گردد؛ دختر سر به هوا و بی‌فکری نیست».

     

    مادر به من هم دلداری می‌داد. شب شد، اما او برنگشت. فردا صبح مادرم به دنبال گمشده‌اش به خیابان‌ها رفت. از همه کسانی که او را می‌شناختند پرس و جو کرد. از دوستان، همکلاسی‌ها، مغازه‌دارها و … پرسید.

     

    تا اینکه چند نفر از افرادی که او را می‌شناختند، گفتند «ناهید را در حالی که چهار نفر او را دور کرده بودند، دیده‌اند که سوار مینی‌بوس شده است». مادرم، راننده مینی‌بوس را که آنها را سوار کرده بود پیدا کرد و از او درباره ناهید پرسید. راننده اول می‌ترسید اما با اصرار مادرم گفت که «آنها را در یکی از روستاهای اطراف سنندج پیاده کرده است».

     

     

     

    منبع: فارس

    موضوعات: همه, به یاد شهدا ...  لینک ثابت



     [ 05:42:00 ب.ظ ]





      نماز مقبول مانع عذاب آخرت است   ...

    نمازی که عذاب خدا را بر بنده اش کم می کند 2 رکعت است.  اگر خداوند از کسی دو رکعت نمازش را قبول کند، او را عذاب نمی کند.

     

    نماز عبادتی است که آثار و برکات فراوانی دارد و طبق فرموده امام صادق(علیه السلام) دو رکعت نماز مقبول مانع عذاب الهی است.

     

    نماز

    نمازِ صحیح، یک مرحله است و نماز مقبول، مرحله‏اى بالاتر مى‏باشد. شما ممکن است خوب درس بخوانید، ولى قبولى آخر سال، مهمّ است.

     

    ممکن است انسان همیشه نماز و عبادت‏هاى خود را بجا آورد، ولى بخاطر نقص و ضعف‏هایى که نماز او دارد، در پیشگاه خداوند، پذیرفته نشود.

     

    ممکن است شاگردى نمره خوب هم بگیرد، ولى اخلاق و وضع او مورد رضایت خاطر آموزگار نباشد.

    پس، ملاک در ارزش نماز، قبولى آن است. باید کوشید تا نمازى پسندیده به آستان خدا تحویل داد.

     

    امام على علیه السلام مى‏فرماید:«کونوا على قبول العمل اشدّ عنایهّ منکم على العمل»(بحار الانوار، ج 71 ص 173.)

    بیش از انجام عمل، به قبولى آن عنایت و توجّه داشته باشید.

     

    نماز عبادتی است که نظیر آن وجود ندارد. آثار و برکاتی که برای نماز ذکر شده، برای هیچ عبادت دیگری وارد نشده است. نماز دو گونه است: واجب و مستحب. نماز های واجب نمازهایی است که به صورت روزانه و در وقت مشخص خوانده می شود و ترک آن عقاب و عذاب خداوند را در پی دارد.

     

    نماز مستحب، نمازی است که اقامه آن واجب نیست و به همین دلیل ارزش و ارج بسیاری دارد. نماز های مستحب یا نوافل (نفل به معنای زاید و افزون است) نیز دو دسته اند: نوافلی که برای آن ها دستور و روش داریم، مانند نافله های روزانه، نماز پدر و مادر، نماز حاجب، نماز استغاثه و … . دسته دوم نیز نوافلی است که دستوری برای آن ها نداریم، مانند این که فرد دو رکعت نماز مستحب بخواند.

     

    امام صادق (علیه السلام) در فضیلت و جایگاه نماز فرمود: من قَبِلَ الله منه صلاهً واحدهً لم یعذّبه؛  اگر خداوند از کسی دو رکعت نمازش را قبول کند، او را عذاب نمی کند.

     

    یعنی یک نماز مقبول، از عذاب اخروی که پایان ندارد، جلوگیری می کند.

    درباره فضیلت نماز های مستحب و نوافل در حدیث آمده است که: نماز های نافله، به منزله هدیه است و در هر صورت پذیرفته می شود.

     

    البته با همه تأکید و تشویقی که درباره انجام نماز های مستحبی است، ادای آن ها باید از روی علاقه و عشق باشد و انسان، بر خودش آن ها را تحمیل نکند. سعی کند که ابتدا آمادگی روحی و علاقه و کشش قلبی بیابد، آنگاه به انجام آن ها بپردازد. در نماز های مستحب برخی ارفاق ها وجود دارد که در نماز های واجب نیست که برای جذب بیشتر افراد است، از جمله اینکه:

     

    نماز مستحب را هم می توان ایستاده خواند، هم نشسته.

    در نماز مستحب، می توان فقط سوره حمد را خواند و به رکوع رفت.

     

    در نماز مستحب، شک میان رکعت اول و دوم، نماز را باطل نمی کند و نمازگزار می تواند تصمیم بر هر کدام بگذارد.

    انجام کم و زیادهای اشتباهی در نماز مستحب، سجده سهو ندارد.

     

    برای نماز های واجب، بهتر است انسان به مسجد برود ولی درباره نوافل چنین دستوری نیست.

     

    این ساده گیری ها برای تشویق افراد به این عبادت های سازنده است. حتی اگر نماز مستحب را کسی در وقتش نتوانست بخواند، قضای آن را می تواند انجام دهد، که در این صورت، طبق حدیث، خداوند به فرشتگان مباهات کرده و می فرماید: به بنده ام بنگرید! چیزی را که بر او واجب نکرده ام، قضا می کند! (و در حدیث دیگری افزوده شده که: شما را شاهد می گیرم که او را آمرزیدم)

     

    کدام نماز مقبول است؟

    بر اساس آیات کتاب خدا و روایات و اخبار، نمازى که مقرون به سه شرط است بدون شک مورد قبول خداست:

     

    1 ـ ایمان.

    2 ـ تقوا.

     

    3 ـ جمع بودن شرایط ظاهرى و باطنى نماز در حد وسع مکلف، از قبیل طهارت صحیح، نیت خالص، وقت، مکان مباح، صحت قرائت، ترتیب، موالات، طمأنینه، قبله و سایر شرایط.

     

    نماز کسى که اعتقاد صحیحى به حق و قیامت و نبوت و کتاب و ملائکه ندارد قابل قبول نیست.

     

     

     

    منبع: تبیان

    موضوعات: همه, نماز  لینک ثابت



     [ 05:37:00 ب.ظ ]





      عاشقی با اگر و شاید و اما نشود   ...

    شعر بسیار زیبا،از دستش ندید

     

    عشق در واژه نمیگنجد و معنا نشود

    عاشقی با اگرو شاید و اما نشود

    شرط اول قدم آن است که مجنون باشی

    هرکسی دربه در خانه ی لیلا نشود

    دیراگر راه بیوفتیم به یوسف نرسیم

    سر بازار که او منتظر ما نشود

    لذت عشق به این حس بلاتکلیفیست

    لطف تو شاملم آیا بشود یا نشود؟

    من فقط روبه روی گنبد تو خم شده ام

    کمرم غیردر خانه ی تو تا نشود

    هرقدر باشد اگر دور ضریح تو شلوغ

    من ندیدم که بیاید کسی و جا نشود

    بین زوار که باشم کرمت بیشتر است

    قطره هیچ است اگر وصل به دریا نشود

    امن تر از حرمت نیست همان بهتر که

    کودک گم شده در صحن تو پیدا نشود

    دردهایم به تو نزدیک ترم کرده طبیب

    حرفم این است که یک وقت مداوا نشود

    بهتراز این که کسی لحظه ی پابوسی تو

    نفس آخرخود را بکشد، پا نشود

    طوری افتاده گره بر دل بی تاب دخیل

    که به جز دست تو با دست کسی وا نشود

    لحظه ی واشدن سفره ی حاجات شنید

    هرکه از جانب تو پاسخی، الا نشود

    آخرش بی بروبرگرد مرا خواهی کشت

    عاشقی با اگرو شاید و اما نشود…

    موضوعات: همه  لینک ثابت



     [ 05:29:00 ب.ظ ]





      فضیلت ماه ذی الحجه   ...

    فضیلت ماه ذی الحجه

    دهه اول این ماه بسیار با ارزش است تا آن جا که رسول خدا(ص) فرموده اند: روزهایی پاکتر از این دهه، نزد خداوند نیست.

    -روزه گرفتن نه روز اول این ماه سفارش شده است.

    اول ذی الحجه سالروز ازدواج آسمانی حضرت علی و حضرت فاطمه(س) می باشد.

    اعمال شب اول ماه:

    نماز، قرائت حمد، روزه اول ماه

    موضوعات: همه  لینک ثابت



     [ 05:22:00 ب.ظ ]





      نماز های دهه اول ذی الحجه ( از امشب شروع میشه )   ...

    نماز شب های دهه اول ذی الحجۀ

     

     

     

    ( اقبال الاعمال،ص625/ وسائل الشیعۀ،ج8، ص183 به نقل از اقبال الاعمال)

     

     

     

    حضرت صادق علیه السلام فرمود:

     

     

     

    پدرم محمّد بن علی علیه السلام به من فرمود:

     

     

    فرزندم! در همه شب های دهه اول ذی الحجّۀ

     

     

    دو رکعت نمازی را که بین نماز مغرب و عشا خوانده می شود ، ترک مکن

     

    . در این دو رکعت نماز ، در هر رکعت ، یک بار سوره حمد ، یک بار سوره توحید، و نیز این آیه را بخوان:

     

     

     

    «وَ واعَدْنا مُوسى‏ ثَلاثِينَ لَيْلَةً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً ، وَ قالَ مُوسى‏ لِأَخِيهِ هارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَ أَصْلِحْ وَ لا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ».

     

     

    اگر این عمل را انجام دهی ، در ثواب حاجیان شریک می شوی ، هرچند حجّ به جا نیاوری.

     

    از امشب شروع میشه.

    موضوعات: همه, نماز  لینک ثابت



     [ 04:46:00 ب.ظ ]





      با تفنگش نتوانسته شکارم بکند رفته با مطرب و اینترنت و ساز آمده است   ...

    باتفنگش نتوانسته شکارم بکند

    رفته با مطرب و اینترنت وساز آمده است.

     

    ناوگانش نتوانسته مهارم بکند

    رفته با لُعبتک؟ چشم نواز آمده است.

     

    بمب وموشک نتوانسته بترسانندم

    فیس بوک و توییتر شایعه ساز آمده است.

     

    شیمیایی زد ومن باز عقب ننشستم.

    با کراک و هروئین تاخت و تاز آمده است.

     

    چون لگن شد اثر ناو هواپیمابر.

    پخش مه پاره زمه واره به ناز آمده است.

     

    بس که از نغمه قرآن و دعا می ترسد.

    با رپ و عربده و تپ تپ جاز آمده است.

     

    فتنه هایش به بصیرت همه خنثی کردم.

    رفته با ساحر و با شعبده بازآمده است.

     

    ایسم ها شرقی وغربی همه رسوا گشتند

    فرقه پردازی وعرفان مجاز آمده است.

     

    من جوانم چو علی اکبری الگوی من است

    مشق و تدبیرم از او روح نواز آمده است.

     

    گر بحقیم، از انبوه عدو باکی نیست.

    مرگ خونین وسعادت به ترازآمده است.

     

    من به یک ضربه کنم، چاره ی مکر دشمن.

    مبطل منکر و فحشاء نماز آمده است.

     

    دشمنی کو به دوصدحیله ز در بیرون شد.

    گر که غفلت کنی از پنجره باز آمده است.

     

    جز دو روزی دگر از دولت او باقی نیست.

    استقامت کنی آن محرم راز آمده است.

     

    بینم آنروز شودبمب ومسلسل خاموش.

    بانگ «مَن مهدی ام» ازسوی حجاز آمده است.

    موضوعات: همه, ظهور  لینک ثابت



     [ 04:42:00 ب.ظ ]





      راه های استجابت دعا   ...

    راه های استجابت دعاا:

    1.هدیه کردن5اناانزلنابه امام جوادالایمه وخواستن حاجت

    2-نیت چهل روزه حدیث شریف کسا

    3-نیت چهل روزه زیارت عاشوراواستغاثه به امام حسین وگفتن ذکریاکاشف الکرب أن وجه الحسین إکشف الکربی به حق أخیک الحسین

    4_ذکرصلوات

    5_دایم الوضوبودن

    6_خواندن دعای توسل ووقتی به اسم امام جوادرسیدیدگفتن 100مرتبه یاجوادالایمه ادرکنی و100مرتبه ذکرصلوات

    7-دعای نادعلی وزیارت امین الله

    8_ایه الکرسی

    ..التماس دعاا

    موضوعات: همه  لینک ثابت



     [ 03:02:00 ب.ظ ]





      الهی العفو   ...

    “الهــــی العــــفو”

     

    بـوی ِ نـاب ِ “بهشـت” می دهـد همـۀ “نام هــای” ِ قشـنگ ِ"تــو”

    می گذارمـــشان روی ِ زخــم های ِ “د ِ لَ م". . . . .

     

    گفــــته بــــودی “اَلجَبّــــار”

    . . . یعنــــی کســـی کـــه “جُــــبران مــی کنـــد” همـۀ

    شکستگـــــی هـــایِ “د ِ لَ ت” را

     

    گفـــــته بـــودی “اَلمُصَـوِّر”

    . . . یعنــــی کســـی کــه از “نُــــو مـــی ســــازد”

    همـــۀ آنـــچه را “ویـران” شـــده اســـت درون ِ “د ِ لَ ت”

     

    گفــــته بــــودی “الشّــــافــــی”

    . . . یعنــــی کســــی کـــه “شِــــفا” مـــی دهــد تمـــام ِ

    “زخــــم هــــایِ عمــــیق” و “نـــا عــــلاج” را. . . .

     

    هــــوای ِ “دلـم” ســـبک مــی شـــود بــا زمـــزمـۀ نـــام هـــایِ زیـــبایـــت

    نَفــــــَس مـــــی کِشَــــم در هـــوایِ “مــــهـربــانــــی هـایِ نـــابـــت”

     

    “الهـــــی". . . ."العــــفو". . . . ."العــــفو”

    موضوعات: به یاد شهدا ...  لینک ثابت



     [ 07:23:00 ق.ظ ]





      گلچین احادیث آموزنده از امام جواد (علیه السلام )   ...

     

    گلچین احادیث آموزنده از امام جواد

    قالَ الإمام الجواد - عليه السلام - : ثَلاثُ خِصال تَجْتَلِبُ بِهِنَّ الْمَحَبَّةُ: الاْنْصافُ فِي الْمُعاشَرَةِ، وَ الْمُواساةُ فِي الشِّدِّةِ، وَ الاْنْطِواعُ وَ الرُّجُوعُ إلي قَلْب سَليم.

    «كشف الغمّه، ج 2، ص 349»

    امام جواد - عليه السلام - فرمود: سه خصلت جلب محبّت مي كند: انصاف در معاشرت با مردم، همدردي در مشكلات آن ها، همراه و همدم شدن با معنويات.

     

    احاديث امام جواد (ع)

     

    قالَ الإمام الجواد - عليه السلام - : التَّوْبَةُ عَلي أرْبَع دَعائِم: نَدَمٌ بِالْقَلْبِ، وَاسْتِغْفارٌ بِاللِّسانِ، وَ عَمَلٌ بِالْجَوارِحِ، وَ عَزْمٌ أنْ لايَعُودَ.

    «ارشاد القلوب ديلمي، ص 160»

    امام جواد - عليه السلام - فرمود: شرايط پذيرش توبه چهار چيز است: پشيماني قلبي، استغفار با زبان، جبران كردن گناه ـ نسبت به همان گناه حقّ الله و يا حقّ النّاس ـ، تصميم جدّي بر اين كه ديگر مرتكب آن گناه نشود.

     

    احاديث امام جواد (ع)

     

    قالَ الإمام الجواد - عليه السلام - : ثَلاثٌ مِنْ عَمَلِ الاْبْرارِ: إقامَةُ الْفَرائِض، وَاجْتِنابُ الْمَحارِم، واحْتِراسٌ مِنَ الْغَفْلَةِ فِي الدّين.

    امام جواد - عليه السلام - فرمود: سه چيز از كارهاي نيكان است: انجام واجبات الهي، ترك و دوري از گناهان، مواظبت و رعايت مسائل و احكام دين.

     

    موضوعات: همه, سفارش های بزرگان  لینک ثابت



     [ 06:40:00 ق.ظ ]





      جناب عشق عجب باغبان بی رحمیست !!   ...

    خدا ! به حق دل عاشقان سرگردان

    مرا به آنچه که بودم دوباره برگردان

     

    به کدخدایی ِ آبادی ِ به دور از عشق

    نه این رعیّت ِخانه خراب و سرگردان

     

    یقین که عشق و غمش حکم نان انسان است

    ولی امان که اگر در گلو بماند نان!

     

    جناب ِعشق عجب باغبان بی رحمیست

    دو لاله چیدن از آن باغ و اینهمه تاوان؟!

     

    به قدر قدرت هرکس ستم سزاوار است

    مگر که بید چه دارد برابر طوفان؟!

     

    خدا ! بریده ام از عشق و زندگی دیگر

    به آیه آیۀ توبه، به جان الرّحمن

     

    علی حیات بخش

    موضوعات: همه  لینک ثابت



     [ 06:34:00 ق.ظ ]





      معنی واقعی کلمه داف چیست ؟   ...

    معنی واقعی کلمه داف چیست؟

    .

    .

    .

    ﺁﯾﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﯿﺪ :ﻟﻐﺖ ﺩﺍﻑ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﺎﻧﻤﻬﺎ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﯿﺒﺮﻧﺪ، ﯾﻌﻨﯽ ﭼﯽ؟

     

    ﺩﺍﻑ ﺩﺭ ﺯﺑﺎﻥ ﺁﻟﻤﺎﻧﯽ ﯾﻌﻨﯽ ﺑﻨﺪ ﮐﻔﺶ!

     

    ﻭ ﺩﺭ ﺯﺑﺎﻥ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﯾﻌﻨﯽ ﺳﺒﺰﻯ ﻫﺎﻯ ﻓﺎﺳﺪ ﺟﻨﮕﻞ ،

    ﺩﺭ ﺍﺭﻭﭘﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺧﺘﺮﺍﻥ ﻭ ﺯﻧﺎﻥ ﻓﺎﺣﺸﻪ ﺑﻪ ﻛﺎﺭ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ .

    ﻭﺣﺘﯽ ﺩﺭ ﺗﺎﯾﻠﻨﺪ ﻣﺤﻠﯽ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺩﺍﻓﯽ ﺟﺎﯾﯽ ﻫﺴﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺯﻧﺎﻥ ﺭﻭﺳﭙﯽ

    ﻭ ﻧﮑﺘﻪ ﯼ ﺗﺎﻣﻞ ﺑﺮﺍﻧﮕﯿﺰ ﺍﯾﻦ ﺟﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺩﺧﺘﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﺎ ﺷﻨﯿﺪﻥ ﺍﯾﻦ ﮐﻠﻤﻪﻓﮏ ﻣﯿﮑﻨﻦ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺷﮕﻠﻦ ﻭ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻧﺎﻡ ﺧﻄﺎﺏ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ،ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺧﻮﺷﺎﯾﻨﺪﯼ ﻧﯿﺰﺩﺍﺭﻧﺪ…

    موضوعات: همه, اطلاعات عمومی  لینک ثابت



     [ 06:11:00 ق.ظ ]






      خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

     
     
    حلال جمیع مشکلات است حسین شوینده ی لوح سیئات است حسین ای شیعه تو را چه غم ز طوفان بلاست جائی که سفینه ی نجات است حسین